اشعار ولادت حضرت معصومه س

سرود میلاد حضرت معصومه س
August 4, 2016
%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%b5-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7
مرگ بر آمریکا
November 2, 2016

اشعار ولادت حضرت معصومه س

———-(سرود- مشهدتاقم چراغونيه)–

فاطمه ي معصومه امشب      شبيه زينب

داره خنده ي خواهرانه بر لب
تا مي بينه چشماش رضا رو/ صورت يار و
ميشه از همه شاديا لبالب
ابر عشق  بارونيه       اين خوان  مهمونيه
مشهد تا  قم چراغونيه
***
نسيم بهاري وزيده      سحر دميده
كه خواهر امام رضا رسيده
مدينه رو آذين مي بندن     همه مي خندن
كه باز خدا يه گوهر آفريده
ده روزاز  آسمونا     مي باره  جود و سخا
از حالا  تا طلوع رضا
***
شفيعه ي فرداي محشر         ثاني كوثر
شده كريمه ي آل پيمبر
مدينه شده مثل رويا        كه گل موسي
داره عطر گلاي باغ حيدر
مي تابه  مهر ولا          آباده  كشور ما
از يمن  دو تا صحن طلا

 

 

 

 

——–(سرود – شور – گيره مرغ دلم)

عاشقای زبانزد     بزنید پر تا مشهد
    به رضا خبر بدید که خواهرش اومد  2
تو خواهری کم نداره /چیزی از زینب کبری
اونی که باباش مکرر    گفته فِداها ابوها 2
         مولاتی حضرت معصومه 4
…………………………………………
عشق تو خداداده    توی قلبم افتاده
               ایران از یمن قدوم شما آباده 2
از ازل نوشته روی     سند کشور ایران
که سه دونگش برای تو    و سه دونگش برا سلطان
        مولاتی حضرت معصومه 4
…………………………………………
تا همیشه مرسومه    اینجوری که معلومه
صاحب کشور ماست حضرت معصومه 2
مددی ای گل زهرا    که به جز تو مددی نیست
تاتو هستی حافظ ما    آمریکا هیچ عددی نیست
         مولاتی حضرت معصومه

 

 

 

—(سرود – زمزمه- توآسمون فاطمه)

تو آسمون فاطمه  ( تو کوکبی 2 )

برای حضرت رضا ( تو زینبی 2 )
ای الهه ی عرش خدا

شفیعه ی روز جزا

کریمه ی آل عبا
مدد يا معصومه 3   مدد

به خیل جمع حوریا ( ملیکه ای 2 )

به جمع آل طاهرین ( کریمه ای 2 )
عرش شد حوزه ی علمیه ات

شمس نور زیر پوشیت

فاطمی شد روحیه ات
مدد يا معصومه 3   مدد

هزار مریم به درگهت ( خادمه اند 2 )

به شور و غوغا به ذکر یا ( فاطمه اند 2 )
ای ستاره ی لطف و عطا

گفته پدر بهر ثنا

فداها ابوها ترا
مدد يا معصومه 3   مدد

 

 

 

اگر که گشت عمر جاودان ( به نام خضر 2 )

من آب شورت نمی دهم ( به جام خضر 2 )
ای تمام انجم کلهم

به صحن تو گردیده گم

مدینه ی ما شهر قم
مدد يا معصومه 3   مدد

 

 

 

——-(سرود- صداي طپشهاي دلم)–

ستاره اقبال دلم امشب در اومد
دوباره صدای خنده پیغمبر اومد
الله اکبر   جاری میشه کوثر

چشم تو روشن   یا موسی بن جعفر
روی دستای فرشته   یه سبد یاس بهشته
یه ملک رو آسمون با   پر قنداقش نوشته
اسوه ی حجب و حیایی

تو ملیکه ی سخایی

زینب امام رضایی
با لطف دلبر   جاری میشه کوثر

چشم تو روشن   یا موسی بن جعفر

دوباره مدینه می بینه  رویای کوثر
دیگه به همه عیان شده  کی مونده ابتر
امشب که جای   زهرا رو گرفته

عشقش تموم    دنیا رو گرفته
همه آسمون فداشه   توی آغوش داداشه
دل مهربون سلطان   بی قرار خنده هاشه
بین بارون اومد از راه

شده مثل قرص یک ماه

لا اله الا الله
الله اکبر   جاری میشه کوثر

چشم تو روشن   یا موسی بن جعفر

حالا که حریم با صفاش   نزدیکمونه
اگه نری هر هفته به قم    داری بهونه
قم شهر عشقه  نه دنیای عشقه

اونها که رفتن  میگن که دمشقه
تو حرم غرق خروشم

میره از سر عقل و هوشم
تا بشم تشنه ی عشقش

آب شورش و می نوشم
با هزار خواهش و حاجت

سر قبر آقا بهجت

میگیرم اذن زیارت
الله اکبر   جاری میشه کوثر

چشم تو روشن   یا موسی بن جعفر

 

 

——–(شور تند)——

دلم مست تو دلبر

تويي سوره ي كوثر

توهستي دختر موسي ابن جعفر2

 

تويك معصومه هستي

هميشه زنده هستي

تومانند رضا مظلومه هستي 2

 

به ميلادت چراغان

به هركوچه خيابان

توهستي افتخار مُلك ايران 2

 

همه عالم فدايت

جهاني ريزه خوارت

به سوي ما نما بي بي عنايت 2

 

تو ذكر رولب استي

كلام مذهب استي

تو شاگردي براي زينب استي 2

————-(دوبيتي)——-

اي روح محجّب که به قم قائمه اي
ياد آور زهد و عفّت فاطمه اي
معصومه اي و خواهر محبوب رضا
آن عالِم اهل بيت و تو عالِمه اي
در گلشن دين باز صفا آمده است
محبوبه ي حي کبريا آمده است
آمد به جهان کريمه ي اهل البيت
ده مژده که خواهر رضا آمده است

 

 

—————–(قصيده)——

تو کيستي؟ سُلاله ي زهراي اطهري
معصومه اي، کريمه ي آل پيمبري
ممدوحه ي ائمه و محبوبه ي خدا
احمد خصايل استي و صديقه منظري
باب الکرم سلاله ي باب الحوائجي
ام العفاف دختر موسي بن جعفري
امروز قبله ي دل خوبان روزگار
فردا همان شفيعه ي فرداي محشري
تو سومين مليکه ي اسلام فاطمه
آيينه دار زينب و زهراي اطهري
يک مام تو خديجه دگر مام فاطمه
پاکيزه تر ز مريم و حوا و هاجري
مريم پي زيارتت آيد اگر به قم
اقرار مي کند که همانا تو برتري
بر نُه سپهر عصمت و تقوي ستاره اي
در هفت بحر نور فروزنده گوهري
هم چار نجل پاک رضا را تو گوهري
هم هشتمين ولي خدا را تو خواهري
مصباح علم و دانش و تو حيد و معرفت
مصداق هل اتي ، ثمر نور و کوثري
عمر کم تو خاطره ي عمر فاطمه است
ياد آور مقاومت و صبر مادري
گويند باز مي شود از قم در بهشت
تو خود بهشت قرب خداوند اکبري
مادر نگشته، بانوي خلق دو عالمي
شوهر نکرده، مادر آغاز و آخري
بانو ولي چه بانو، بانوي نه سپهر
دختر ولي چه دختر، اسلام پروري
بر هشت آفتاب ولايت ستاره اي
در نه سپهر نور مه نور گستري
پيراهن تو عصمت، تقوي است چادرت
زهد مجسّمي و عفاف مصوّري
در بحر بي کرانه ي ايمان، دُرِ کمال
در آسمان زهد، فروزنده اختري
باب المراد دختر باب الحوائجي
اخت الوقار دخت بتول مطهري
زهرا، بهشتِ روح لطيفِ محمد است
اولاد او همه شجر نور و تو بري
گويند سايه ي حرمت بر سر قم است
قم را نه، بلکه ملک جهان را تو محوري
زانو زنند خيل فقيهان به محضرت
آري تو شهر فقه و احدايث را دري
روزي اگر به خطبه گشايي، زبان خويش
باور کنند خلق که در نطق حيدري
اسلام را به منطق گرمت مروّجي
توحيد را به نيروي علمت بيانگري
عطر تو بر مشام محمد اگر رسد
با خنده بوسدت که بهشت مکرّري
از نخل هاي سبز فدک مي رسد ندا
اين باغ از آن توست که زهراي ديگري
«ميثم» اگر ثناي تو گويد محال نيست
زيرا تو در قصيده سراييش رهبري
 

—————-(قصيده)—–

ذيقعده ماه فيض خداوند اکبر است
ميلاد پارة تن موسي ابن جعفر است
ميلاد دخت هفت امام بزرگوار
يا ليلة ولادت زهراي ديگر است
از ثامن الحجج بستانيد رو نما
کو را نظاره بر گل رخسار خواهر است
آيينة تمام نماي رضاست اين
معصومه يا که زينب صديقه منظر است
آن فاطمه بتول رسول خدا بود
اين فاطمه بتول بتول مطهر است
گر بنگرد ذبيح به اوج جلال او
گويد هزار مرتبه اين فوق هاجر است
مکتب نرفته عالمة علم اهل بيت
شوهر نکرده بر همة خلق مادر است
برتر ز آفتاب و نکوتر ز قرص ماه
ذيقعده را ز بيت ولايت دو اختر است
آن روز اول مه و اين روز يازده
آن خواهر خجسته و اينش برادر است
اين است کوثري که قم از فيض اوست پر
آخر مگر نه دختر ساقي کوثر است
اين است فاطمه که ثواب زيارتش
در اصل با زيارت زهرا برابر است
يک دختر، اين همه عظمت، اين همه جلال
الحق که جاي گفتن الله اکبر است
بر آن پدر درود که اين است دخترش
بر مادري سلام که معصومه پرور است
جز عمه اش که زينب کبراست در جلال
از دختران فاطمه در هر زمان سر است
قم چون مدينه تربت او مسجد الرسول
زهراي آن سلالة زهراي اطهر است
حورا کنيز خادمه اش گرچه انسيه است
غلمان تراب مقدم او گرچه دختر است
فيضش ز شهر قم به زمين و زمان رسد
فيضيه در محيط کمالش شناور است
تنها نه خاکيان به حريمش نهاده رو
يک آسمان ملائکه مسکين اين در است
گو پادشاه ملک جهان باش يا گدا
آن را که نيست خاک درش خاک بر سر است

ريزند عرشيان به زمين دسته دسته گل
گلدسته هاش تا که به قم سايه گستر است
نعلين خود چو موسي عمران ز پا در آر
کاينجا مزار دختر موسي ابن جعفر است
وقتي نسيم مي کند از شهر قم عبور
از عطر آن روان مسيحا معطر است
چون باب خويش بر همه باب الحوائج است
چون مادرش شفيعة فرداي محشر است
بي مهر او که مهر تمامي عترت است
طاعات جن و انس و ملک نخل بي بر است
اقرار مي کنم که به پايش نمي رسد
با آنکه سر به سر سخنم عقد گوهر است
ما را به شهر قم چه نيازي است بر بهشت
قم بيت يازده خلف پاک حيدر است
خواهي جلال زائر قم را بيا ببين
در هر قدم هزار بهشت مکرر است
“ميثم” خدا کند که شود مدفن تو قم
همسايگي فاطمه از خلد بهتر است

 

 

 

—-(سرود-زمزمه-كريمه آل پيمبر)—

کريمة آل پيمبر
سلالة موسي جعفر
کوثر زهراي مطهر 2
لالة باغ سرسبز تبارک
فاطمه عيد ميلادت مبارک
عالمة آل رسولي
دختر زهراي بتولي
گوهر درياي عقولي
لالة باغ سرسبز تبارک
فاطمه عيد ميلادت مبارک
پارة قلب مرتضايي
شافعة روز جرايي
خواهر حضرت رضايي
لالة باغ سرسبز تبارک
فاطمه عيد ميلادت مبارک
اختر نجمه اي به دامن
بيت ولايت ز تو گلشن
چشم رضا شد به تو روشن

لالة باغ سرسبز تبارک
فاطمه عيد ميلادت مبارک
شيعه رهين کرم تو است
بيت ائمه حرم تو است
فيضيه مرهون دم تو است
لالة باغ سرسبز تبارک
فاطمه عيد ميلادت مبارک
تويي تويي باب ولايت
شمسة عصمت و هدايت
جان دو عالم به فدايت
لالة باغ سرسبز تبارک
فاطمه عيد ميلادت مبارک

 

 

—————-(قصيده)——

همسايه سايه ات به سرم مستدام باد
لطفت هميشه زخم مرا التيام داد
وقتي انيس لحظه ي تنهايي ام توئي
تنها دليل اينکه من اينجايي ام توئي
هر شب دلم قدم به قدم ميکشد مرا
بي اختيار سمت حرم ميکشد مرا
با شور شهر فاصله دارم کنار تو
احساس وصل ميکند آدم کنار تو
حالي نگفتني به دلم دست ميدهد
در هر نماز مسجد اعظم کنار تو
با زمزم نگاه دمادم هزار شمع
روشن کننند هاجر و مريم کنار تو
تا آسمان خويش مرا با خودت ببر
از آفتاب رد شده شبنم کنار تو
در اين حريم، سينه زدن چيز ديگريست
خونين تر است ماه محرم کنار تو
ما در کنار صحن شما تربيت شديم
داريم افتخار که همشهري ات شديم
ما با تو در پناه تو آرام مي شويم
وقتي که با ملائکه همگام مي شويم
بانو! تمام کشور ما خاک زير پات
مردان شهر نوکرو زنها کنيز هات
زيبا ترين خاطره هامان نگفتني ست
تصوير صحن خلوت و باران نگفتني ست
باران ميان مرمر آيينه ديدنيست
اين صحنه در برابر آيينه ديدنيست
مرغ خيال سمت حريمت پريده است
يعني به اوج عشق همين جا رسيده است
خوشبخت قوم طايفه، ما مردم قميم
جاروکشان خواهر خورشيد هشتميم
اعجاز اين ضريح که همواره بي حد است
چيزي شبيه پنجره فولاد مشهد است
من روي حرف هاي خود اصرار ميکنم
در مثنوي و در غزل اقرار ميکنم
ما در کنار دختر موسي نشسته ايم
عمريست محو او به تماشا نشسته ايم
اينجا کوير داغ و نمک زار شور نيست
ما روبروي پهنه ي دريا نشسته ايم
قم سالهاست با نفسش زنده مانده است
باور کنيد پيش مسيحا نشسته ايم
بوي مدينه مي وزد از شهر ما،بيا
ما در جوار حضرت زهرا نشسته ايم
مربع
از ما به جز بدي که نديدي ببخشمان
از دست ما چه ها که کشيدي ببخشمان
من هم دليل حسرت افلاک مي شوم
روزي که زير پاي شما خاک مي شوم…

 

 

 

 

————–(تركيب بند)——

وقتي دلم کنار ضريح تو جا گرفت
نوري ز فيض کوثر حُسن شما گرفت
يادم نمي رود که ز الطاف مرقدت
هر بار قلب مرده ترينم شفا گرفت
از ابتدا که شيعة عشق شما شدم
فهميده ام که چشم تو خانم مرا گرفت
هر صبح بر منارة تو بوسه زد نسيم
تا از کرامت حرم تو صفا گرفت
وقتي به صحن آينه ات آمدم دلم
رنگي به روشنايي آئينه ها گرفت
همواره آسمان حريم تو آبي است
از بس که صبح گنبد تو آفتابي است
از مرقدت شميم مناجات مي رسد
بر دامنت توسلِ حاجات مي رسد
وقتي که خاکبوس حريم تو مي شوم
دستم به چشمه هاي کرامات مي رسد
حق گفته اند فاطمة دومين تويي
اين گفته ام چگونه به اثبات مي رسد؟
از بس که از ضريح شما بر مشام جان
عطر مزار مادر سادات مي رسد
ديگر چه احتياج به مهتاب و آفتاب
تا نور گنبدت به سماوات مي رسد
گل داده است غنچة گلدان آينه
دل آشيان گرفته در ايوان آينه
دستت کريم و سفرة خيرت کثير تر
هرگز نديده ايم ز تو دستگير تر
نائل به فيض کسب مقامات مي شود
در محضر تو هر که شود سر به زير تر
مي گفت شاعري که بهشت است مرقدت
نه  نه ، بهشت نه ! به خدا بي نظير تر
گل پوش مي شود حرم آسماني ات
با فرشي از دو بال ملائک حرير تر
با مقدم تو باغ بهار است هر کجا
حتي هزار مرتبه از قم کوير تر
نقش بهار ، در حرمت بسته مي شود
گل ، مات گلعذاري گلدسته مي شود
 

از نسل کوثري که شد اين شوره زار ها
از برکت حضور شما چشمه سار ها

در ساية تو جلوة خورشيد پا گرفت
اين انقلاب از تو و اين افتخار ها
صبحي اگر دميده ، ز نور نگاه توست
رونق نداشت بي تو در اينجا ، بهار ها
از بس سبد سبد گل ايمان چکيده است
از آسمان لطف تو بر کوچه سار ها
از سفره هاي جود تو احسان گرفته اند
همواره زائران تو و همجوار ها
اين سايه را تو بر سر من مستدام کن
با جلوه هاي معرفتت آشنام کن
آسيه آمده به ديارت ز سمت نيل
يا از حجاز مي رسدت همسر خليل
از شرق و غرب عالم امکان رسيده اند
امشب به دستْ بوسيتان بانوان ايل
ديگر عجيب نيست اگر جا گرفته اند
حتي فرشته هاي مقرب چو جبرئيل
امشب به سينه آرزويي موج مي زند
بانو اگر ضريح تو را بسته ام دخيل
چشم اميد ما همه بر دستهاي توست
فردا که مي رسد همه جا بانگ الرحيل
آسوده خاطران هياهوي محشريم
تا زائران دختر موسي بن جعفريم
تنها نه نامه هاي شفاعت بدست توست
بانوي من شفاعت جنت بدست توست
مريم ترين عفيفه و قدّيسه اي شما
معصومه اي و کوکب عصمت بدست توست
تا شأن توست لايق تفسير هل أتي
يعني کريمه اي و کرامت بدست توست
هر شب دخيل پنجره هايت ، هزار دل
آخر کليد هاي اجابت بدست توست
پر مي زند به سينة من شوق کربلا !
بانوي من جواز زيارت بدست توست
کي مي شود که بال و پرم را تو وا کني
دل را دوباره زائر کرب و بلا کني

 

———-(سرود- شبيه يه رويا)—-

شبیه یه رویا  یه رویای زیبا

نشسته یه مهتاب رو دستای حورا
ملیکه ی دنیای بالا

دیگه می شینه جای زهرا
داره نماز شکر می خونه

فاطمه میون عرش اعلا
فاطمه فاطمه مدد یا معصومه

خدا داده کوثر  به موسی بن جعفر
گل باغ حیدر  شفیعه به محشر
ز تبار آل محمد

یه خواهر آزاده اومد
تو خونه ی باب الحوائج

ملائکه در رفت و آمد
فاطمه فاطمه مدد یا معصومه

 

 

 

 

زدم دل به دریا  طبیبی به دلها
بگفته امامت      فداها ابوها
کریمه ی آل عبایی

اسوه ی حجب و حیایی
به خدا میون قلب ایران

تویی که سفیر رضایی
فاطمه فاطمه مدد یا معصومه

 

 

 

 

بارگاهی که به شهر قم بپاست

هم برای من نجف هم کربلاست

خاک اورا غرق بوسه میکنم

چونکه جای پای اربابم رضاست

 

—————–(شعر)—-

اي خواهر آرزوي هشتم

اي قبله ي عشق بانوي قم

اي كوي تو چون حريم زهرا

باشد حرمت مطاف دلها

اي هم نفس شه خراسان

دلبسته به توامام خوبان

توكوثر حضرت رضايي

كانون محبت وصفايي

اي آيت رحمت خدايي

خورشيد سپهر آشنايي

آنكس كه همه هيشه هرجا

درخلوت دل كنندش آوا

نام تو هميشه روي لب داشت

اوعشق تورابه سينه ميكاشت

يادتوگره گشاي اوبود

ديدار رخت دواي اوبود

چشمان تو پرزمهرباني

لبخند مليحت آسماني

درسايه ي چادرت دوصد دل

بگرفته همه برتو منزل

بي بي تمام كائناتي

كانون همه توسلاتي

هستي تو هم عمه جان سادات

هستي سوي تو كند مناجات

بنگر كه دل ‘ اين غريب خسته

دركنج حرم زپانشسته

بشكسته پرم بده توبالم

كم كن به اشارتي ملالم

تاآنكه زگنبدت سبك پر

پروازكنم چنان كبوتر

آتش بزنم دلي به سينه

پرواز كنم سوي مدينه

دركنج بقيع زپا نشينم

يك بار دگر مدينه بينم

فرياد زنم كبود عالم

اي مام حسين ودخت خاتم

كن فاش دگر خداي نيلي

ازكوچه ودست وضرب سيلي

تا سد رهت بكوچه كردند

بامن توبيا بگو چه كردند

اي قلب علي چرا شكستي

آن دست چه كرد تا نشستي

 

——–(گلي كه زيباست)—-

پل ميزنم ازشادي مردم

تاكه برسم به وادي قم

قم ازهمه شهرها (جدائه)2

              قم شهر كريمه ي (خدائه)2

قم عين بهشت باصفائه

سرم به خاك حريم اون حريم اون

             دلم هميشه مقيم اون مقيم اون

عالم وآدم ميشه زنده ميشه زنده

         خدايي با يك نسيم اون نسيم اون

كريمه ا… اغيثيني

معصوم ترين نگاه كوثر

معصومه ي موسي بن جعفر

امشب تومدينه زد جوونه (جوونه)

عطرش همه جا پخشه توخونه (توخونه)

      ياسي كه رئوف ومهربونه

كوثردوم مدد بي بي مدد بي بي

     فاطمه ي قم مدد بي  بي مدد بي بي

شب تولد بيا بشنو بيا بشنو

حاجت مردم مدد بي بي مدد بي بي

كريمه ا.. ……………….

معصومه كريمه فاطمه اي

                 روي لب ماتو زمزمه اي

سرتا به قدم محو خدايي (خدايي)

توعشق  ومحبت ووفايي (وفايي)

آره زينب امام رضايي

توهم فداها ابوهايي ابوهايي

عصمت كبري زطاهايي زطاهايي

فدات بشم كه امام رضا امام رضا

برات ميخونه لالا لايي لالالايي

كريمه ا………………………………..

 

 

———–(شور- اهل عالم من)—–

گل بپاشيد ازابر باغ عشق

لحظه اي بشنو بحث داغ عشق

درمدينه چه شورشي برپاست

خنده برروي غنچه ي لبهاست

بنت موسي بن جعفر آمده است

يادوباره ولادت زهراست

مدد يامعصومه

آمده ازره كوثر طاها

حضرت پاك وعصمت صغري

حوريان خادمه به درگاهش

                اوخودش خادمه بر اللهش

درس خود داده برهمه زنها

راه زهرا فقط بود راهش

مدد ………………………

نجمه ميگيرد بين آغوشش

بوي ياس اوميبرد هوشش

ميزند خنده موسي جعفر

برگل روي حضرت دختر

بشنوآواي ضامن آهو

               لا يي لايي عزيزكم خواهر

مدد يامعصومه

 

———–(كسي كه ياري )—–

دل من وامشب يه كريمه (خريده)4

مرغ دلم بربام ضريحش (پريده)4

من گرچه گنه كارم    بي كس وبي يارم

توسينه مهر خواهر      امام رضاودارم

كريمه ا… اغيثيني 4

هركي يه شب توقم به سعادت (بخوابه)4

اندازه ي هفتاد سال عبادت (ثوابه)4

قم فخر بهشت ماست   هديه اي ازبالاست

چون كه درآن مقبره ي  زينب امام رضاست

كريمه ……………………………

هركي كه داره عشق مدينه (به سينه)4

بره ضريح اخت الرضا رو (ببينه)4

هر بارگاهي كه خدا  ميخواست بده به زهرا

باهمه ي جلالتش    به معصومه داديكجا

كريمه …………………………..

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *