اشعار ولادت حضرت عباس علیه السلام

شاخص تکست
اشعار ولادت امام حسین علیه السلام
May 10, 2016
شاخص تکست
اشعار ولادت امام سجاد علیه السلام
May 10, 2016

اشعار ولادت حضرت عباس علیه السلام

يا قمرالعشيره —————-(ولادت حضرت عباس)–

آسمان جلوه اي اگر دارد

از نماز شب قمر دارد

شب ميلاد تو همه ديدند

نخل ام البنين ثمر دارد

آمدي و حسين قادر نيست

از نگاه تو چشم بر دارد

كوري چشم ابتران حسود

چقدر فاطمه پسر دارد

اي رشيد علي نظر نخوري

شهر چشمان خيره سر دارد

باب حاجات ، كعبه ي خيرات

بر تو و قدو قامتت صلوات

اي نسيم پر از بهار علي

ماه در گردش مدار علي

چقدر مشكل است تشخيصت

تا كه تو مي رسي كنار علي

با تو يك رنگ ديگري دارد

شجره نامه ي تبار علي

دومين حيدر ابوطالب

صاحب غيرت و وقار علي

به شما ميرسد ذخيره ي طف

همه ي ارث ذوالفقار علي

اي علمدار و سر پناه حسين

حضرت حمزه ي سپاه حسين

كاشف الكربي و تمنا من

دستهاي هميشه بالا من

تو بر اين خاكها بكش دستي

اگر اين خاك زر نشد با من

سر سال است مرد مسكينم

مكش از دست خاليم دامن

چقدر فاصله است اي دريا

از مقام ظهور تو تا من

تو بزرگ قبيله ي آبي

تو غديري ، فراتي اما من

خشكسالم ، كوير بي آبم

روزگاري است تشنه ميخوابم

كمرت جايگاه شمشير است

لب تو جايگاه تكبير است

سر ما رابزن همين امروز

صبح فردا براي ما دير است

هيچ كس روبه روت نيست مگر

آن كسي كه ز جان خود سير است

سيزده ساله حيدري كردي

پسر شير بيشه هم شير است

گيرم افتاده است روي زمين

دست تو باز هم علمگير است

پسر شاه لافتي عباس

اي جواني مرتضي عباس

 

از نگاه كبوتري وارم

به مقام تو غبطه ميبارم

سر من را اگر بگيري باز

به دو ابروي تو بدهكارم

ارمني هم اگر حساب كني

دست از تو بر نميدارم

بده آن مشك پاره ي خود را

تا براي خودم نگهدارم

بي سبب نيست گريه ي چشمم

حسرت صبح علقمه دارم

با تمامي شور و احساسم

آرزومند كف العباسم

زلف ما را ز مشك وا نكيند

لب ما را از آن جدا نكنيد

پاي ما را به جان خالي مشك

در حريم فرات وا نكنيد

دست بر زيرتان نمي آرد

آبها اينقدر دعا نكنيد

تيرها روي اين تن زخمي

خودتان را به زور جا نكنيد

تازه طفل رباب خوابيده

جان آقا سر و صدا نكنيد

تا كه از مشك پاره آب چكيد

رنگ از چهره ي رباب پريد

 

 

 

 

 

 

 

چون خدا داد به ام البنین آن شاه زنان زیب جهان نور عیان سرو خرامان مه تابان گل بستان عرب اصل و نسب فرع و سبب عین و ادب * از علی شیر خدا حیدر صفدر ولی حضرت داور وصی نفس پیمبر صاحب تیغ دو پیکر فاتح قلعه خیبر قاتل لشکر کافر ناظم نظم دو کشور علی والی اعلی عالم مسجد اقصی مرشد کامل و دانا به همه مردم دنیا * با وفا عین صفا یک پسری سیم و زری چون گهری گل پسری چون قمری پر ثمری پس علی آمد و بنشست و بفرمود به ام البنین ای مادر عباس به کاری که خدا خواست رضا باش * تو بیاور ز محبت زره عشق و ارادت ببرم نور دو چشمان تر م را پسر م را گهر م را مه تابان قمرم را شجر پر ثمر م را تا بچینم گلی از باغ وصالش به جهان نیست مثالش همه عالم به خیالش نرسد کس به وفایش بخصالش * ببرش بردن و بگرفت بدامان بنهادش غمی از دل بزدایش بزد بوسه بلعل لب فرزند عزیز ش بدو ابروی هلالش بدو چشمان عزیزش بدو بازوی رشیدش به گل روی جمالش و در اشک چو سیلاب روان کرد دو بنالید و بزارید و بگریید * که ام البنین گفت که ای شاه سرافراز چرا می کنی آواز بگو مطلب این راز مگر عیبی و نقصی به دو دست پسر م هست که نالید ی و گرئیدی و رنجیدی فرمود نه و الله نبود عیب و عیوبی به دو دست پسر م نیست کسی برتر و بهتر ز عزیز دل حیدر که بود میر غضنفر * بود این مطلع دیگر که بیاد آمده ما را ز کجا دشت بلا را آن زمانی که به صحرای بلا از ستم قوم دغا از حرم آل عبا تا به سماء ناله اطفال حسینم رود و غیرت عباس بجوش آید و به صف معرکه چون شیر غضبناک زند بر صف آن فرقه بیباک به آن مردم سفّاک بر آن لشکر بیباک به طرّاری و چالاک که از خون لعینان دغا روی زمین را کند او رنگ بسی می کند او جنگ به آن فرقه دل سنگ بیاید لب دریا کند از آب تمنا کفی از آب بگیرد ببرد نزد دهان تا به خیال لب عطشان حسین آید و زان آب ننوشد بخروشد و برون آید از آن آب لبش تشنه و بیتاب ببین شرم و حیا مهر و وفا را * لشکر کافر خونخوار در آن بادیه بسیار به شمشیر جفا کار به یک بار بگیرند و ببندند سر راه یکسره به میر علمدار و یکی ظالمی از کینه ز جا می جهد از راه کمین می برد از سرور دین دست یسارش می کند باز به دست دگرش چنگ به آن فرقه دل سنگ چه ضرغام کند جنگ یکی ظالم دیگر ز کمینگاه غضنفر بدر آید سگ ابتر ببرد دست شهنشاه جهان فر زمان میر دلاور پسر ساقی کوثر بدم نیزه و خنجر بره دوست دو دستش زمی روی الستش شود او سر خوش صهبا زمی خالق یکتا همه از عشق تو لا صفت آن شه والا قمر هاشمیان حضرت عباس دل آرا که بود باب حوائج به همه درد علاج است و همه کار رواج

 

 

 

—————(تركيب بند)——

بايد حسين دم بزند از فضائلت

وقتي حسيني است تمام خصائلت

تعبيرهاي ما همه محدود و نارساست

در شرح بيکراني اوصاف کاملت

بي شک در آن به غير جمال حسين نيست

آئينه اي اگر بگذاري مقابلت

اي کاشف الکروب عزيزان فاطمه

غم مي بري ز قلب همه با شمائلت

در آستانة تو گدايي بهانه است

دلتنگ ديدن تو شده باز سائلت

با زورق شکستة دل سال هاي سال

پهلو گرفته ايم حوالي ساحلت

بي شک خدا سرشته تو را از گل حسين

سقاي با فضيلت و دريا دل حسين

تو آمدي و روشني روز و شب شدي

از جنس نور بودي و زهرا نسب شدي

در قامتت اگرچه قيامت ظهور داشت

الگوي بندگي و وقار و ادب شدي

هم چشمهاي روشنت آئينة رجاست

هم صاحب جلال و شکوه و غضب شدي

بايد که ذوالفقار حمايل کني فقط

وقتي که تو به شير خدا منتسب شدي

در هيبت و رشادت و جنگاوري و رزم

تو اسوة زهير و حبيب و وَهب شدي

در دست تو تلاطم شمشير ديدني ست

فرزند لافتايي و شير عرب شدي

فرماندة سپاهي و آب آور حسين

اي نافذ البصيره ترين ياور حسين

بي شک تو صبح روشن شبهاي تيره اي

خورشيدي و به ظلمت اين شام چيره اي

تسخير کرده جذبة چشم تو ماه را

بي‌خود که نيست تو قمر اين عشيره اي

عصمت دخيل تار عباي تو از ازل

جز بندگي نديده کسي از تو سيره اي

قدر تو را کسي نشناسد در اين مقام

وقتي براي امر شفاعت ذخيره اي

ما را بس است وقت عبور از پل صراط

از تار و پود بيرق تو دستگيره اي

چشم اميد عالم و آدم به دست توست

باب الحسين هستي و پرچم به دست توست

فردوس دل هميشه اسير خيال توست

حتي نگاه آينه محو جمال توست

تو ساقي کرامت و لطف و اجابتي

اين آب نيست زمزمه هاي زلال توست

ايثار و پايمردي و اوج وفا و صبر

تنها بيان مختصري از کمال توست

در محضر امام تو تسليم محضي و

والاترين خصائل تو امتثال توست

فردا همه به منزلتت غبطه مي خورند

فردا تمام عرش خدا زير بال توست

باب الحوائجي و اجابت به دست تو

تنها بخواه، عالم هستي مجال توست

اي آفتاب علقمه: روحي لک الفدا

اي آرزوي فاطمه: روحي لک الفدا

اي آفتاب روشن شبهاي علقمه

سرو رشيد خوش قد و بالاي علقمه

داده ست مشک تشنة تو آب را بها

اي آبروي آب، مسيحاي عقلمه

وقتي که چند موج عليل شريعه را

کرده ست خاک پاي تو درياي علقمه

لب تشنة زيارت لبهات مانده است

آري نگفته اي به تمناي علقمه

امروز دستهاي تو افتاد روي خاک

تا پا بگيرد از دل صحراي علقمه

با وعده هاي مادرت آسوده خاطريم

چشم اميد ماست به فرداي علقمه

اين عطر ياس حضرت زهراست مي وزد

از سمت کربلاي تو ، سقاي علقمه

شبهاي جمعه نالة محزون مادري

مي آيد از حوالي درياي علقمه

 ام البنين و فاطمه با قامتي کمان

اينجا نشسته اند و شده آب روضه خوان

فرصت نداد تا که لبي تر کند گلو

دارد به دست، ماه حرم، مشک آرزو

مي آيد از کنار شريعه شهاب وار

بسته ست راه را به حرم لشکر عدو

طوفان تير مي وزد از بين نخلها

حالا شنيدني شده با مشک گفتگو:

« بسته ست جان طفل صغيري به جان تو

تو مشک آب نه که تويي جام آبرو

اي مشک جان من به فداي سر حسين

اما تو آب را برسان تا خيام او »

اما شکست ساغر و ساقي ز دست رفت

جاري ست خون ز بادة چشمش سبو سبو

با مشک پاره پاره به سوي حرم نرفت

تا با امام خود نشود باز رو برو

تنها پناه اهل حرم بر نگشته است

مي بارد از نگاه سکينه : عمو عمو

در خيمه اوج بي کسي احساس مي شود

خورشيد نيزه ها سر عباس مي شود

 

 

 

 

 

——————-(قصيده)———

ای علمداری که دستت بوسه گاه مرتضاست

افضل الاعمال حیدر بوسه بر دست شماست

اقتدا بر مرتضی کردند جمع اهل بیت

دست توسرشار از عطر نسیم بوسه هاست

بوسه بر دست تو طعم بوسه بر قرآن دهد

دستهایت آیه های سفره دار هل اتاست

امتیاز بوسه بر دست تو، دست فاطمه است

چونکه مَس آیه تطهیر پاکان را سزاست

صف کشیدند انبیا تاکه خدا رخصت دهد

بوسه بر دستت زنند ، این آرزوی انبیاست

گر خداقسمت کند یک بوسه بر دستت زنیم

ما و نسل ما خدائی تا ابد حاجت رواست

ای که در سجده دو دست و صورتت بر روی خاک

باعث گرمی بازار مناجات خداست

ای که ساعتها میان سجده می گفتی خدا

بنده ای کوچک به درگاه تو گرم التجاست

تا که دست تو به سوی آسمان می شد بلند

حق ندا می داد وقت استجابت بر دعاست

پینه پیشانی ات العفو گو تا محشر است

اشک تو آمرزش ما بندگان پرخطاست

ای که می دادی قسم حق را به نام فاطمه

خاک نخلستان زاشک جاری تو با صفاست

حیف باشد گر فقط از خوشگلی ات دم زنیم

کمترین مدح تو گفتن از رخ و از چشم هاست

گرچه یوسف را خدا از صورت تو خلق کرد

حسن صورت شمه ای از سیرت تو باوفاست

در اطاعت بهترین و در عبادت برترین

دست و چشم تو مطیع پادشاه کربلاست

می توانستی به هم ریزی تمام خصم را

لیک گفتی امر،امر زادهء خیرالنساست

ای برادر بر امامین و عموی نُه امام

عَمّی العباس ذکر دائم آل عباست

مایقین داریم هنگام فرج ای ذوالعلم

بیرق صاحب زمان بر دوش تو صاحب لواست

فوق ایدیهم یداللهی که فرموده خدا

وصف دست توست که بالاترین دستهاست

حضرت سقا مه هاشم، تماشای رخت

کاشف الکرب حسین و زینبین و مجتباست

لقمه لقمه از غذای روز تاسوعای تو

ارمنی گیرد شفا چون سفره ات دارالشفاست

برعلی سوگند ای حیدر جمال علقمه

روز تاسوعای تو روز غدیر کربلاست

روز تاسوعا حوائج را برآورده کنیم

چونکه عاشورا فقط هنگامه شور و عزاست

مادرت ام الفضائل حضرت ام البنین

فاطمه است و دومین همسنگر شیر خداست

مادرِقامت رشید چار سردار رشید

مادر رزمندگان جبهه ی کرب وبلاست

مرتضی خواهان او شد از دعای فاطمه

گوهری نایاب بود و قدردانش مرتضاست

در مدینه می نماید مادری بر زائران

دست پخت فاطمه از دستِ او خوردن بجاست

در فراق قبر زهرا، تربت ام البنین

در مدینه باعث آرامش دلهای ماست

روزگاری که شود آباد گلزار بقیع

بیت سقاخانه ی ام البنین آنجا بپاست

ای برادرهای تو باب الحوائج بر همه

شیعه حتی غافل از این حلقه مشکل گشاست

مادرت وقت سفر فرمود بر اَخوان تو

پاسداری از حریم دخت زهرا باشماست

همچو پروانه به گِرد محملش حلقه زنید

لحظه ای گر دور باشید از حریم او خطاست

این وصیت تا به شهر شام هم پایان نداشت

دید زینب چار سر بر گِرد او حیدر نماست.

یَل به آن گویند که پشتش نیاید بر زمین

تو به صورت بر زمین افتاده ای زهرا گواست

 

 

 

—————-(قصيده )—–

دوماه از پرده پيدا شد يكي ديشب يكي امشب

دوگل دريك چمن واشد يكي ديشب يكي امشب

به بزم عشرت طاها زبرج عصمت وتقوا

دواختر محفل آرا شد يكي ديشب يكي امشب

زبحر رحمت ودرياي قدرت درمه شعبان

دوگوهر آشكارا شد يكي ديشب يكي امشب

صبا ازبوي عطر آميز گلهاي ابوطالب

دوشب مارا طَرَب زاشد يكي ديشب يكي امشب

رخ شمس حسين وطلعت ماه بني هاشم

به عالم درتجلا شد يكي ديشب يكي امشب

خديو كشور عشق و علمدار وفادارش

پي نهضت هويدا شد يكي ديشب يكي امشب

فضاي حجره ي ام البنين وخانه ي زهرا

زدو ريحان مصفا شد يكي ديشب يكي امشب

سرو روي دوكودك غرق نازوبوسه وشادي

بدست شيريكتا شد يكي ديشب يكي امشب

بگو تبريك احمد را كه بهر ياري قرآن

دودست ازغيب پيدا شد يكي ديشب يكي امشب

دونوبت طبع شيداي مويد اندر اين شادي

سخن پرواز و گويا شد يكي ديشب يكي امشب

 

 

 

——-(سرود 4شعبان-(زمزمه)——

قطره اگه/ قابلیت داشته باشه/ میره به دریا میرسه
ماه ادب/ شجره نامه ي شما/ به خود زهرا میرسه
وصف تو مثه حیدره مثه سوره ي کوثره  آقا
مرتضی شده مست تو داره اسمت و میذاره سقا
با چشات آشنا شده       غوغای امواج دریا
ذکر ملائک پیش پات   سبحان ربی الاعلی
یا کاشف کرب الحسین  إکشف کربی یا مولانا
آسمونا زیر علم توئه

  •   بین سینه ی من حرم توئه

یار حسین/ گرمی بازار حسین/ میر و علمدار حسین
خون خدا/ رسول اکرمه و تو/ حیدر کرار حسین
معجزه  مگه اومده  که طوفان شده دریاها  امشب ؟
دلبرم  اومدی بشی  مه فاتح سینه ی زینب
تو کار خیر نیست به خدا

حاجت هیچ استخاره
برا همینه که دلم

دست از تو برنمی داره
كي توي مرداي جهان

آقايي تو رو داره
کشته من و آقا ادب شما –

وعده ی ما با هم تو روز جزا

 

 

———(سرود-علم تودست علمداره)–

دلم دوباره گرفتاره    اسیر دیده ی دلداره
روز محشر که میادعلم تو دست علمداره2
سالاری، بهترین دلداری،

سرور و سرداری، حیدر کراری
آقام اباالفضل
آقایی، تا ابد سقایی،

دلبر دلهایی، پسر زهرایی
آقام اباالفضل
اباالفضل   دل من خورده به نامت
اباالفضل    من و کشته اون مرامت

تو قبله ی همه حاجاتی تو نُقل بزم حکایاتی
ای تموم عشق من عموی محبوب ساداتی 2
سلطانی، تو مثه طوفانی،

آخر ایمانی، جانی و جانانی
آقام اباالفضل
مولایی، یل بی همتایی،

ماه عاشورایی، خالق دریایی
آقام اباالفضل
اباالفضل تو من و دیوونه کردی
اباالفضل خدایی تو خیلی مردی
تودلبردل زهرایی  تویی عزیز شه کوفه
تو تموم خُلق و خوت  آقا حیای تو معروفه2
ای والله، سکناتت عشقه،

وجناتت عشقه، کلماتت عشقه
آقام اباالفضل
ای والله، عشق تو پابرجاست،

تا که دنیا دنیاست، پرچم تو بالاست
آقام اباالفضل
اباالفضل تو پناه عالمینی
اباالفضل مالک اشتر حسینی

 

 

 

 

—(سرود-آروم وقرار همه دلاي شيدايي)-

 

شب اونیه که به خاطرش چشام میباره
شب اونه که به تموم عالمی سالاره
شب جنون و عاشقی و لیله ي اسراره
شب علمداره 3
توی ادب توی وفا/ به خدا سلطانه
نوکری می کنه ولی/ چقدر شاهانه
دور سر حسین شده /پروانه
ابوالفضائل حسین آقام 3 آقا  3

 

 

 

 

 

ابالفضل  آقام آقام آقام ابالفضل

ابالفضل – اگه منو رها کنی میمیرم
ابالفضل – روزیمو از در خونت میگیرم
ابالفضل – فدات بشم ز بس که تو آقایی
ابالفضل – صدای موج آبی دریایی
*****
ابالفضل – حالا که قسمتت شده سقایی
ابالفضل – تو ذکر عاشقانه زهرایی
ابالفضل – تو تو قبیله حسین مهتابی
ابالفضل – تو پرده دار خیمه اربابی
*****
ابالفضل – همیشه عقل و دل به پات محکومه
ابالفضل – دو دست تو ضریح پنج معصومه
ابالفضل – مقابل حسین داری درباری
ابالفضل – فقط ولایتو ازش کم داری
*****
ابالفضل – شبای جمعه چشم به راه میمونی
ابالفضل – با فاطمه تو یاحسین میخونی
ابالفضل – چشات با دیدن حرم حیرونه
ابالفضل – سرت به روی نیزه ها مهمونه
ابالفضل – رقیه پای نیزه ها گریونه
ابالفضل – سرت ز سنگ شامیا پرخونه

—(سرود-داره مياد خون خداي ما)—

شب ظهور یه دلاوره –

پسر اعجوبه حیدره
اومده سردار وفاییکه –

ولادتش روز برادره
خالق دریا  پسر زهرا  شکوه الله اکبره
تو شب دیدار   دست علمدار  ضریح لبهای حیدره
صاحب اعلی مدارج ، حضرت باب الحوائج

ابالفضل ابالفضل ابالفضل
تمام هستی زینب ، علم به دوش مودب

ابالفضل ابالفضل ابالفضل
حضرت عشق و وفا   ساقی کربلا
***
سرور اصحاب علی شده  –

عشق و تب و تاب علی شده
ماه شب چارده آسمون –

اسیر مهتاب علی شده
ساقی ساقی  از می باقی  عالمی مسته زیر لواش
پسر حیدر مالک اشتر  لرزیده با جذبه ی نگاش
فرماندهی دشت احساس ،  ابالادب اشجع الناس

ابالفضل ابالفضل ابالفضل
از می حق مسته مسته  ، مرد بدون شکسته

ابالفضل ابالفضل ابالفضل
حضرت عشق و وفا   ساقی کربلا
***
مجموعه کل فضائله  –

دیوونگیش آرزوی دله

قانون عشق الهی میگه –

هر کی دیوونش شده عاقله
خروش اشکه  پدر مشکه   که ساقی سقاخونه هاست
تمثال زیباش  چشمای دریاش  به روی طاقچه های خونه هاست
عمق نگاه حسینه ، پشت پناه حسینه

ابالفضل ابالفضل ابالفضل
دشمن آل امیه ، تموم عشق رقیه

ابالفضل ابالفضل ابالفضل
حضرت عشق و وفا   ساقی کربلا

 

 

———–(شور)——

ابالفضل……..
ز دست او فقط مدد میرسد
به داد ما زیر لحد میرسد
کافر دین ز دیدن چشم او
به قل هو الله احد میرسد
علقمه مشهد ابوفاضل است
بهشت مقصد ابوفاضل است
سر در موزه‏ی ادب در بهشت
کاشی گنبد ابوفاضل است
وقت رجز خوانی این دلاور
به گور لرزد بدن امیه
حک شده بر عقیق انگشترش
الله یا حسین یا رقیه
وزیر خوش غیرت ارباب اوست
زینت هر منبر و محراب اوست
دلاور نامی جنگ صفین
دلیل این زلالی آب اوست
بگو به عشق منصب ابالفضل
صد و سی و سه مرتبه ابالفضل
برادر رضاعی حسین و
محرم روی زینبه ابالفضل
چشم به خاک کربلا دوخته
عاطفه از مادرش آموخته
از اثر حرارت تیغ او
گردن دشمنان او سوخته
میان معرکه نفس کشیده
زهره ی دشمن خدا دریده
نذری ذوالفقار عباس بود
هزار پهلوان سربریده

———–(شعر)—–

عباس کیست قبله ی دل کعبه ی ولاست

عباس شمع جمع شهیدان کربلاست

عباس ماه چارامام و دوفاطمه

عباس نوردیده ی اولاد مصطفاست

عباس یک مدینه ادب یک جهان حیا

عباس یک شهید نه یک کربلا وفاست

عباس یارو یاور وسقای اهل بیت

عباس شیربیشه ی سرسبز نینواست

عباس تشنه بود وبه دریا نمود ناز

عباس آب شد زعطش آب را نخواست

عباس ریخت آب روان را به روی آب

عباس گفت جام عطش آبروی ماست

عباس ازدودست وسروجان وتن گذشت

عباس قد برای شهادت نمود راست

عباس زمزم جگر تشنه ی حسین

عباس مروه ای است که ثاراللهش صفاست

عباس دستیارولایت زکودکی

عباس دوست دار امامت زابتداست

عباس دست پرورشیر خدا علی است

عباس دست وبازو وشمشیرمرتضاست

عباس آرزوی لب خشک تشنه گان

عباس پاسدار حرمخانه ی خداست

عباس آنکه درادب ودر وفا یکی است

عباس آنکه پشت حسین ازغمش دوتاست

عباس درقلمرو ایثار سرفراز

عباس ازسکینه خجل تاصف جزاست

عباس وآب هردوخجل از لب حسین

عباس ونهر علقمه دواسم دلرباست

عباس کیست آیه ی والشمس ووالقمر

عباس کیست سوره ی واللیل ووالضحاست

میثم بگیر دامن عباس را به دست

عباس ازتمام خلایق گره گشاست

 

 

———–(شور- صدای بارون)—-

 

 

صدای بارون داره میاد     یکی غزلخون داره میاد

آی عاشقا خبر خبر  یه پهلوون داره میاد

برای شبای دلم ماه اومده

بیائید برادلا دلخواه اومده

وزیری که به یاری شاه اومده

اونی که مایه ی آبرومه      آقام ابالفضله

بابا حرف حساب یه کلومه       //  //

آقام 3 ابالفضل

 

 

رسیده عشق هاشمیون امید قلب فاطمیون

خبر بدید که اومده        لیلای اهل جنون

رسیده اونی که فارس العربه

همون که ماه بنی هاشم لقبه

میگن که خدایی خدای ادبه

کیه زندگی بی اون حرومه  آقام ابالفضله

بابا حرف حساب یه کلومه    //     //

آقا م ………………………..

 

 

 

ا… اکبر چه جمالی     ا…اکبر چه کمالی

دلم برای وصف اون     نداره هیچ مثالی

شکسته نرخ یوسف وخال سیاش

نشسته خورشید به تماشای چشاش

چه آروم خوابیده روی دست داداش

اونی که همیشه آرزومه      آقام ابالفضله

بابا حرف حساب یه کلومه       //    //

آقام ………………………….

 

 

 

————-(سرود عاطفه )—-

فرشته ها میارن   گلاب وآئینه

هزارتا قافله دل    پریده ازسینه

همه میرن مدینه   چی بهترازاینه

مدینه مثل الماسه       فضا پره عطر یاسه

امشب یه شب حساسه         ولادت عباسه

عباس ، اومد عالم باصفاشد

زور وبازوی حق برملا شد

اومد   شیرسپاه کرببلا شد

عباس یا ابوفاضل مولا 3

ذکرلالایی همش  حسین داره برلب

گرفته ماه روی دست  ام البنین امشب

اسفند واسه داداشش میسوزونه زینب

بخدا ابالفضل آقاست        بخدا که خیلی زیباست

بچه شیر رزم مولاست دلخوشی زهراست

عباس سرتا پا یه پارچه ماهه

وا… یه تنه صدتا سپاهه

یوسف ازخجالتش تو چاهه

عباس …………………

 

 

خدای عشق وادب حسین خاطر خواشه

دشمن تومیدون جنگ شکار چشماشه

دل میبره وقتی که  علم تو دستاشه

عاشق کُشه چشم وابروش

شب بی سپیده گیسوش

خدا تموم زورش رو

گذاشته تو بازوش

عباس با وفا ومهربونه

عباس ساقی مِی جنونه

عباس عشق دل صاحب زمونه

عباس ……………………

 

 

———–(شوروقیامتی شده)—–

شور وقیامتی شده

عجب حکایتی شده

ازوقتی عباس اومده

خورشید خجالتی شده

آی عاشقا 2 نورحقیقی اومد

براحسین 2 عجب رفیقی اومد

به دل یار اومده                 علمدار اومده

مه نورانی                       شب تاراومده

ابوفاضل مدد 4

چشمه ی رحمته چشاش

شب خوابیده تو گیسوهاش

زینب میخنده و همش

اسفند میسوزونه براش

فرشته ها 2 سرراهش میشینند

تاوقت بگیرن ازعلی عباسشو ببینند

بت مه پیکره                     عزیز حیدره

قد وبالاش بلند            به محشر محشره

ابوفاضل ……………………

 

 

شجاعه وروئین تنه

طوفان ریشه برکنه

زمین میلرزه زیرپاش

وقتی که نعره میزنه

خدا خودش 2 هرچی که نیرو داشته

داده بهش 2 توبازوهاش گذاشته

قیامت قامته                         دلیل عزته

همه فخر حسین                 خدای غیرته

ابوفاضل ………………………..

 

 

———-(شور- بنام بین الحرمین)—–

بنام اون پهلوونی که بازواش حیدریه

بنام اون چشمایی که الهه ی حیدریه

بنام خالق ادب              بنام فارس عرب

یه عمری دارم روی لب          ابالفضلیم

ذکری که عشق عالمینه

یا کاشف الکرب حسینه

………………..

بنام اون دستایی که مشک رودوشش میگیره

وقتی که میگه یاعلی  عالم وجوشش میگیره

خون علیه تورگاش     فاطمی طرز نگاش

فرشته میخونه براش               ابالفضلیم

ذکری که ………………….

 

 

————–(شعر)—–

عشق تکرارآدم وحواست

سیب ممنوعه ی بهشت خداست

عشق یک واژه ی جدیدی نیست

ماجرای قدیمی دنیاست

مثل یک ماه اول ماه است

گاه پیدا وگاه نا پیداست

نسل ما نسل عاشقند اصلاً

عاشقی شغل خانواده ی ماست

عشق مشق شب بزرگان است

مثل سجاده ای که روبه خداست

مشق این روزگار ابالفضل است

صدوسی وسه بار ابالفضل است

آسمان جلوه ای دگر دارد

ازنماز شب قمر دارد

روزمیلاد تو همه دیدند

نخل ام البنین ثمردارد

آمدی وحسین قادر نیست

ازنگاه تو چشم بردارد

کوری چشم ابتران حسود

چقدر فاطمه پسردارد

ای رشید علی نظر نخوری

شهرچشمان خیره سردارد

ماه رویت شبیه خورشید است

نورتو جلوه های توحید است

ای نسیم پراز بهار علی

ماه درگردش مدار علی

چقدر مشکل است تشخیصت

تاکه ره میروی کنار علی

با تو یک نوردیگری دارد

شجره نامه ی تبار علی

دومین حیدر ابوطالب

صاحب غیرت و وقار علی

به شما میرسد تمام وکمال

همه ارث ذوالفقارعلی

ای علمدار ای  پناه حسین

حضرت حمزه ی سپاه حسین

خشک سال قدیم دنیا من

جستجو های پشت دریا من

روی این خاکها بکش دستی

اگر این خاک زر نشد با من

سرسال است مرد مسکینم

مکش ازدست خالی ام دامن

چقدر فاصله است ای دریا

از ظهور مقام تو تا من

تو بزرگ قبیله ی آبی

تو فراتی   غدیری اما من

خشک سالم کویر بی آبم

روزگاریست تشنه میخوابم

ازنگاه کبوتری وارم

به مقام تو غبطه میبارم

سرمن را اگر بگیری باز

به دوابروی تو بدهکارم

ارمنی هم اگر حساب کنی

باز دست از تو برنمیدارم

بده این مشک پاره ی خودرا

تابرای خودم نگه دارم

بی سبب نیست گریه چشمم

هوس صبح علقمه دارم

با تمامی شورو احساسم        آرزومند کف العباسم

 

———–(سرود- اگه مجنونه)—–

اي مسيحايم / عشق زيبايم / شده آوايم

كه آقام عباسه

خواب شبهايم / تويي رؤيايم / شده آوايم

              كه آقام عباسه

ميكشم پر تاابالفضل       غم ندارم باابالفضل

هرجا كارم گره داره      زودميگم من يا ابالفضل

آقام 3 آقام عباس 3

هركي بي ياره /ياگرفتاره / هركاري داره

              شب ابالفضله

هردل خسته / هركي دل بسته / به علمداره

شب ابالفضله

مستم ازباده دلدار ميخورم همش به ديوار

بخدا تقصيرمن نيست ساقي ام شده علمدار

آقام ………………………………….

ماه گيسويت/ خورشيد رويت / طاق ابرويت

به دل محرابه

توعلمداري/ توسپهداري/ نام توجاري

رولب اربابه

اصيل وبانسب هستي     ماه هاشم لقب هستي

توي حسنات اين وعشقه     كه خداي ادب هستي

آقام …………………………………….

 

 

—————(شعر-شور)—–

درنگاه دل ما دوباره

ميزند موج دريا دوباره

عطر رؤيايي كوچه ياس

ميرسد صبح فردا دوباره

برلبانم شكفت اي گل سرخ

كلميني حميرا دوباره

………………..

شبنم شوق چشم سحرريخت

روي گلبرگ گلها دوباره

باغ تن پوشي از سبزه پوشيد

مثل آغوش صحرادوباره

چشم مهتابي بانوي نور

مانده دركوچه تنها دوباره

تابرآيد گل روي خورشيد

پركشيد ديده تاكوي خورشيد

……………..

اي طلاي تراز روي خورشيد

آمدي چون گل از كوي خورشيد

بسكه بانور پيوند بستي

ميروي تافراسوي خورشيد

 

چيست نام تو ؟ آيين اعجاز

خفته در ماه نيروي خورشيد

زاده ي نور و همسايه ي نور

آسماني ترين آيه ي نور

……………………

ازنگاه سبو يا ابالفضل

تركن امشب گلو يا ابالفضل

بادل نقره اي رنگ امواج

تشنگي را بگو یا ابالفضل

اي محراب دل آرميده

دفتر آرزو یا ابالفضل

مثل نبض دل شانه بازلف

سركنم موبه مو یا ابالفضل

كاش چون قلب گل ميگرفتيم

ازدلت رنگ وبو یا ابالفضل

ياكه چون چهره ي آينه بود

باتو دل روبه رو يا ابالفضل

كاش قفل دلم باز ميشد

شعر دلخواهم آغاز ميشد

 

 

—————-(قصيده)—–

امشب نميدانم چرا در التهابم

چون گيسوي دلدار خود درپيچ وتابم

خرم تر از خلد برين بيت ولا شد

امشب گل ام البنين با خنده واشد

امشب اميد ماهمه آمد خوش آمد

فرمانرواي علقمه آمد خوش آمد

بنما تماشا ساقي خشكيده لب را

امشب زيارت كن خداوند ادب ر ا

امشب زهر سو بوي عطرياس آمد

بازينب كبري بگو عباس آمد

امشب اميرالمؤمنين شد مست مستش

گه بوسه ميگيرد زچشم وگه زدستش

اي مي كشان در دست خود ساغربگيريد

يك جرعه مي ازساقي كوثربگيريد

حلال مشكل آمد از مشكل بگوييد

تاصبح امشب يا ابوفاضل بگوييد

امشب مي جام ولا را نوش كردم

لالايي ام البنين را گوش كردم

كاي طفل دلبندم توهستي سرونازم

من باتو تاصبح قيامت سرفرازم

 

آن كس كه نامش ميبرم دائم توهستي

ني ماه من ماه بني هاشم توهستي

درگاهواره هستي واما نخوابي

گويا زطفلي درغم طفل ربابي

امشب برايت من سخن بااشك گويم

گه ازعلم گه دست گه از مشك گويم

بايد حديث عشق را درخون بخواني

بايد كنار علقمه تنها بماني

اي آنكه مردي ازتوگيرد درس مردي

با مشك خالي سوي خيمه برنگردي

مرغ دلم پرميزند بربام عباس

عمريست باشد برلب من نام عباس

عباس يعني مه جبين مه جبينان

عباس يعني تا ابد چون شمع سوزان

عباس يعني عشق يعني عشق بازي

عباس يعني بي سر اما سرفرازي

عباس يعني تاابد سرمست ماندن

درخون نماز عشق را بي دست خواندن

عباس يعني آبرو درمشك بردن

درپيش دريا بودن ولب تشنه مردن

عباس يعني برهمه دلها اميري

بي دست اما ازدوعالم دستگيري

 

 

—————–(فقط آقام حسینه)—-

{آقام آقام ابالفضل }3

یل کربلا ابالفضل

توآبشار نجابت  تویی توکوه صلابت

نماد هراستقامت   قنوت هراستجابت

به غیر توماه شب کیست

مهی چنین با نصب کیست

پس ازعلی جزتوعباس

یل فوارسِ عرب کیست

……………………

شورآفرین – نورآفرین- ای درمثل زیباترین

درعرصه –جولان تو – گفته خدا صدآفرین

………………………..

نفس به عشقت کشیدم

زهرچه غیرت بریدم

به هرکجا پرچمت خورد

همیشه با سردویدم

ادب غلام دوچشمت

وفا مرام دوچشمت

چه میشود تا ببینم

سحر سلام دوچشمت

……………………..

تویی توزیبا ترین یار

بزرگ وسالار وسردار

رسیدی ازراه وگفتند

فقط تو هستی علمدار

سرآمد هرچه شیری

توپهلوان ودلیری

همیشه عباسی عباس

نه شیر توشیرگیری

……………………

به شبنم گیسوی یاس

به سوده ی چشم الماس

زکودکی مادرم گفت

تورا سپردم به عباس

—————–(میخونه ها)—-

بهاررسیده یک شبه توباغ دلها

شکوفه بارونه زمین آسمونی ها

گلی که دنیا ازش پراحساسه

شبنم صبحش زجنس الماسه

میگن که اسم قشنگش عباسه

یا ابوفاضل  یا ابالفضل 3

شکسته نرخ یوسف و چشمای ماهش

شهیدا کشته مرده ی  خال سیاهش

ریسه کشونه توعالم بالا

حس قشنگی افتاده تو دنیا

ذکر ابالفضل گرفتن عاشقها

یا ابو…………………………

پیاله ی چشای من لبریز احساس

ساقیه این پیاله ها  دستای عباس

کاسه به دستیم منتظر آقا

تاکه بریزه توکاسه ی دلها

یک دو جرعه نگاه کربلا

یا ابو …………………………..

 

 

 

—————(درمیخونه)—–

ا… اکبر عجب جمالی

ا… اکبر عجب کمالی

نه گمونم آفریده باشه

خدا برا وصف اون مثالی

اومده دنیا

حضرت سقا

زیبای زیبا  آقام ابالفضل

دلبردلها

جلوه ی مولا

فرزند زهرا آقام اباالفضل

یا ابوفاضل 4

خاطر خواهاش اهل آسمونن

برانگاش دست وپا شکونن

بااینکه چون خورشید میدرخشه

ماه بنی هاشمش میخونن

 

 

 

 

دست حسین و

آغوش زینب

گهواره ی شبهای  ابالفضل

وقتی رودست

ام البنینه

ذکر حسین لالای ابا لفضل

یا ابوفا……………………….

خاک پاشه هرکی پهلوونه

هرکسی که ازمردی میخونه

با تموم قدرت وابهت

نگاه اون خیلی مهربونه

چی میشه گاهی

یه نیم نگاهی

بندازه برما چشای عباس

چی میشه یک شب

میون هیئت

رسد بگوشم  صدای عباس

 

 

————(سرسفره عباس)—–

دوباره من وسفره ی ابالفضل

هیچ موقع سیر نمیشم

اگه همه عمرم بگم ابالفضل

هیچ موقع پیر نمیشم

سرسفره عباس  هممون روزی داریم

کاسه گدایی رو        جلو آقا میذاریم

میخونم (ابالفضل یاابالفضل)3

اگه علمی رومیخوای بگیری

بگیر علم عباس

اگه حرمی رو میخوای ببینی

برو حرم عباس

مگه آرزو عیبه       مگه آرزو ننگه

دل دیوونه من          برا کربلا تنگه

توخونم ………………………..

تموم دلا یک حسینیه است

که گلبرگای یاسه

بالا سرهر حسینیه ای

نوشته بیت العباسه

 

روی سختی الماس رولطافت هریاس

شعردل رو نوشتم برای کف العباس

مجنونم …………………………

اون آیه ی والشمس و والضحی

تفسیر حسین وعباس

ماهی که پس ازخورشید میادازراه

تعبیرحسین وعباس

دل فاطمی دارم      ذکر دائمی دارم

توی آسمون  ماهه بنی هاشمی دارم

میخونم ………………………….

 

 

*—————(شعر)—–

عالم هستي دوباره مست شد

فارغ از هرچه كه بود وهست شد

صحبت ازمي نيست درميخانه ها

مانده خالي يك طرف پيمانه ها

ساقي آمد طعنه برمهتاب زد

حرفهايي ازشراب ناب زد

آن شراب ناب آب زندگي است

ساقيِ امشب خداي بندگي است

مستي عالم زچشم مست اوست

جام آب زندگي دردست اوست

كيست اين ساقي چنين زيبا جبين

زاده ي آزاده ي ام البنين

كيست اين ساقي كه همچون ياس شد

نام اوازلطف حق عباس شد

آمد عباس آنكه حق رامظهراست

دستهايش بوسه گاه حيدراست

آمد عباس آنكه گيتي مست اوست

عالمي امشب اسيردست اوست

آمد عباس آنكه روح زندگي است

شرمسار ازهمت اوتشنگي است

عشق او بردل خدايي ميكند

دست اومشكل گشايي ميكند

درصلابت همچنان مادربود

درشجاعت ثاني حيدر بود

عرش حق ازقامتش قائم بود

ماه زيباي بني هاشم بود

حرف عشقش اين بود درعالمين

جان من بادا فدايت يا حسين

برق شمشيرش قيامت ميكند

ازحسينش اوحمايت ميكند

خيره برچشمان مستش شدعلي

بوسه زن برهردودستش شدعلي

زين عمل فرياد زد ام البنين

ياعلي كردي دلم زاروغمين

ازچه امشب بيقراري ميكني

بهر چه اينگونه زاري ميكني

گفت اين دستان ناز اي فاطمه

ميشود ازكين جدا درعلقمه

كربلا اين طفل احسان ميكند

 

 

*——(ارجوزه –حيدرمددحيدر)

امشب مه شعبان شده كامل

             ازماه تابان ابوفاضل 2

جانم ابوفاضل ابوفاضل 3

درآ‌سمان دين قمر ‌‌‌آمد

برظلمت گيتي سحر آمد 2

مهرش چنان آتش زده بردل

جانم …………………..

عالم همه امشب شده مستت

       بوسه زند بابابرآن دستت 2

امشب همه دلها به تومايل

جانم …………………..

عرش خداگشته زتوقائم

هستي توآن ماه بني هاشم

عباسي و مهرت مرا قاتل

جانم …………………..

 

*——–(ارجوزه – گلي كه ياسه )

مژده كه زلطف دلبر آمد

درظلمت شب يك قمر آمد

دلها چوبه عشقش اسيره      (اسيره)

اين دل بي ابالفضل ميميره  (ميميره)

والله كه دل با تواميره

دلبردلهاست ابوفاضل         ابوفاضل

سيد ومولاست ابوفاضل      ابوفاضل

نوردوچشم ودل مادر          دل مادر

حضرت زهراست ابوفاضل ابوفاضل

ثاني حيدر ابوفاضل 2

يار برادر ابوفاضل 2

چون نوردوعين آمد دلدار حسين آمد

………………..

عالم همه گشته مست مستش

           هي بوسه زند علي به دستش

اين گل چقدر ماه جبينه            جبينه

هاديّ به هرراه همينه             همينه

اين گل پسر ام البنينه

نوردوعينه ابوفاضل           ابوفاضل

يا رحسينه  ابوفاضل           ابوفاضل

ضياء چشم ودل شيعه          دل شيعه

درعالمينه ابوفاضل            ابوفاضل

ثاني حيدر ابوفاضل 2

يار برادر ابوفاضل 2

چون نوردوعين آمد دلدار حسين آمد

……………………

اي يوسف فاطمه كجايي

كي مي شود ازدر تودرآيي

درشام ولادت گل ياس          گل ياس

فريادزنم دگر زاحساس       زاحساس

هستم به جهان گداي عباس

دست بريده ابوفاضل           ابوفاضل

فرق دريده ابوفاضل           ابوفاضل

تيرعدورا زچشمانش         زچشمانش

بيرون كشيده ابوفاضل         ابوفاضل

ثاني حيدر ابوفاضل 2

                   يار برادر ابوفاضل 2

چون نوردوعين آمد دلدار حسين آمد

 

——————(استخاره)—–

ماه آل هاشم آمد همچو خورشيد رخ بپوشيد

چون حسين و همچو حيدر دست سقاراببوسيد

بوسه بردستان سقا      رمز عشق آل طاها

آمده براين زيارت      علقمه دلخسته زهرا

{ياابوفاضل مدد}4

آمد آن مهتاب حيدر آن كه با هر دل عجين بود

بربني هاشم چوماه و هستي ام البنين بود

اي همه هستي مادر     جلوه ثاني حيدر

مَشك پر تير تو باشد   جرعه اي از جام كوثر

يا ابوفاضل  ……………………………..

بادودست حيدري ات هرگره را مي گشايي

جام دلها را پراز جام ولايت مينمايي

كربلا ميخانه ي تو      هردلي پيمانه ي تو

آن دودستان جدايت   هديه بر جانانه ي تو

ياباوفاضل ……………………………….

 

————-(شور-توخرابه)—–

گوش كنيد ياايها الناس يه چيزي ميگم بااحساس

مي تپه دلم هميشه براي حضرت عباس

هرموقع اسمشو بردم يا قسم اينجوري خوردم

يه باره تنم ميلرزه چرا اسمشو اوردم

مهلقا ومه جبينه  دلربا ودلنشينه

پسر شير خداو گلي از ام البنينه

مهر اون تو رگ وريشه همراهه جدا نميشه

هركسي يه بارببينش عاشقش ميشه هميشه

چي بگم از قدوبالاش از سياهي دو چشماش

هيبتو برق نگاهش يا كه از قدر ت دستاش

واي ازاون غيرت عباس همت وهيبت عباس

شاه مردان عليه و بعدازاون حضرت عباس

نميدونم كه چه كرده آسمون دورش ميگرده

من فقط اينوميدونم كه ابالفضلي يه مرده

مرد عالمه ابالفضل دلبر همه ابالفضل

پرچم بلند عشقه توي علقمه ابالفضل

ضربه هاي دست سقا به خدا تكه تودنيا

آخه اول ولادت دستشو بوسيده مولا

سرتاپا مهروادب بود ازوفا كه لب به لب بود

روي ماهش مث مهتاب توي تاريكي شب بود

چشمه ي جودوكرم بود صاحب مشك وعلم بود

دو خيمه ها ميگشت وهمهْ اميد حرم بود

عشق ِ عشق عالمينه چون علمدار حسينه

هركي شد مست ابالفضل پيرو پير خمينه

 

 

 

—————(ارجوزه-اميد)—-

تو مهروماه مني ،چراغ راه مني 2

توعشق زينبي و،پناه شاه مني 2

جان اميرالمؤمنين ياسيدي يا ابالفضل

سرمايه ي ام البنين يا سيدي يا ابالفضل

{خوش آمدي 3 يا ابالفضل}2

ادب به خاك تو خاك ،وفا اسير توشد2

دلم صفازده ي دو چشم شير تو شد 2

بند ِ دل شكسته ام يا سيدي ياابالفضل

به گيسوي تو بسته ام ياسيدي ياابالفضل

خوش امدي ………………………..

گل بهار حسين ، هميشه يار حسين 2

توحيد لشگري و طلايه دار حسين 2

اي روي تو مينوي من ياسيدي ياابالفضل

عشق كمان ابروي من ياسيدي ياابالفضل

خوش آمدي ……………………………

 

—————-(شعر)—–

امشب از تشنگي سخن دارم

كه ازآن آب دردهن دارم

همه جوياي آب ومن عطشم

جز مِي تشنگي دگر نَچشم

شب ميلاد روح تشنگي است

فُلك دردست نوح تشنگي است

چيست اين روح تشنگي عباس

كيست اين نوح تشنگي عباس

شده امشب زنور اين اختر

آسمان مدينه روشنتر

وه زام البنين كه با لبخند

كرده تقديم حيدر اين فرزند

لب شير خدا ثنا گويش

مست از بوسه هاي بازويش

عالمي جاهلند او فاضل

دربني هاشم است ابوفاضل

غيرت جاودانه ي تاريخ

در شجاعت يگانه ي تاريخ

قامت او به اعتدال علي

رجز و حمله اش مثال علي

چون علي در جدال بدر وحنين

شاهد قهرمانيش صفين

اندرآن رزم گاه رعب آور

پيش چشمان مات دولشكر

نوجواني نقاب برصورت

بوسه ي آفتاب برصورت

سرو نازي وليك در حركت

سايه اش ابررحمت وبركت

اسب اورا هلال بسته نعال

عمراو در حدود هفده سال

نيست اين نوجوان مگر عباس

نيست اين قهرمان مگر عباس

اي علمدار كربلا عباس

مرد ميدان هربلا عباس

پنجمين نور چشم فاطمه اي

تو حسين ِ كنار علقمه اي

اي سلام خدا وهرچه كه هست

بر تو عباس اي حسين پرست

روز محشر كه عذر نپذيرند

دستهاي تو دست ميگيرند

دستهايت مدال عاشوراست

سندي بر شفاعت زهرا ست

تا قدم در كنار دجله زدي

بازدردشت عشق حجله زدي

دست درزير آب تا بردي

كس نگفته كه جرعه اي خوردي

دل فُلك نجات را بردي تو

آبروي فرات را بردي تو

 

————————————-

ابوفاضل ابالفضل ،عباس ياابالفضل (2)

ياابوفاضل(4)

اي داروندارمن ،اي باغ وبهارمن

توليلي ومن مجنون ،اي دلبرويارمن

عشق تونگارمن ،حلال كارمن (2)

ابوفاضل 000000000000000000

ازجام توسرمستم ،تابوده وتاهستم

دربين همه خوبان ،من دل به رخت بستم

درراه توبنشستم ،من سائلت هستم (2)

ابوفاضل 000000000000000000

اي جان بفداي تو ، قربان عطاي تو

اي روح ادب عباس ، نازم به وفاي تو(2)

ابوفاضل 00000000000000000

 

———————–(ارجوزه )—–

تموم زندگيم مال حسينه

دلم دربنداطفال حسينه

ماه منيرم ،        برات بميرم

قلبم ودادم به تووپس نميگيرم

ياابالفضل (4)يا،ابالفضل (2)

يا،ابالفضل مولاياابالفضل

000000000000000

ساقي امشب شده مست ابالفضل

بوسه باران شده دست ابالفضل

گره گشايي  ،      دست خدايي

عشق حسين  و  حيدركرببلايي

ياابالفضل 000000000000

دلم ازعشق حسين بودلبالب

پسرحيدرم و غلام زينب

نور مبينم   ،  حبل متينم

غلام زهرا پسرام البنينم

ياابالفضل 000000000000

مژده اي دل مه علقمه آمد

پسر ديگر فاطمه آمد

باغ گل ياس ،  خداي احساس

ساقي دشت كربلاحضرت عباس

ياابالفضل 0000000000000

 

——————(ارجوزه )—-

ساقي بده جامي كه مي رواست

ميلادعلمداركربلاست

آمده يارزيباي حسين

آمده گل رعناي حسين (2)

آمده گل زهرا

000000000

زره رسيده عاشقان كليدهرقفل بسته اي

بشارت ازره آمده اميدهردل شكسته اي

آمده چاره دردهمه

آمده نورچشم فاطمه(2)

آمده گل زهرا

00000000000

زباغ علي لاله سرزده

قمربني هاشم آمده

آمده گل رعناي حسين

آمده يارزيباي حسين (2)

آمده گل زهرا

0000000

فرشته هاسبدسبد ستاره ريزندبه پاي او

شمس وستاره وقمرگشوده لب درثناي او

ذكرشان ياعباس ابن علي

فكرشان ياعباس ابن علي

آمده گل زهرا

000000000

تويي توخداي عشق وادب

تويي توسقاي تشنه لب

واشده لاله ام البنين

آمده آن نگارمه جبين (2)

آمده گل زهرا

0000000000

فداي يك نگاه تو، نشسته ام من به راه تو

شده گل ام البنين ،قبله من روي ماه تو

لطف حق بر همه شامل شده

ذكر ما ياابوفاضل شده

آمده گل زهرا

 

———————(دوبيتي )——

شب عشاق راتاصبح محشر

چراغ روشن دلهاست ،عباس

اگرچه زاده ام البنين است

وليكن مادرش زهراست، عباس

0000000000000

آلاله نودميده چيدن دارد

آوازفرشتگان شنيدن دارد

ميلادحسين است وابوالفضل وعلي

يك ماه ودوآفتاب ديدن دارد

 

———————(سبك افتخاري )—

اي ياردل رباي من ،سرمست ازباده توام

عباس اي نوگل علي ،برخاك افتاده توام

باشدنام توذكرلب ،اي ماه هاشمي نسب (2)

چه باصفايي ،ابوفاضل

چه باوفايي ابوفاضل

اميدمايي ابو000000

قبله نمايي ،ابوفاضل

يامولاياابوفاضل

قلبم درسينه مي تپد هردم باذكر نام تو

گرچه ناقابلم ولي هستم عبدوغلام تو

باشدنام توذكر لب اي ماه هاشمي نسب (2)

ماه منيرم ،ابوفاضل

برتواسيرم ،ابوفاضل

ببين فقيرم ،ابوفاضل

برات بميرم ،ابوفاضل

يامولاياابوفاضل

 

—————–(شور امام رضا )—-

اي مرتضي را نورعين ،روح وفاي عالمين

بودي قرار زينبين      مهتاب زيباي حسين

{عباس من عباس من 4}

افتاده دل دردام تو      مرغ وجودم رام تو

مستم زناب جام تو         جانم فداي نام تو

اي دلبر ام البنين       اي ياور مولاي دين

اي درادب ماه مبين  اي مه جبين ِ نازنين

اي دلرباي عاشقان   دل ميبري از دلبران

اي مقتداي عاشقان     ماراغلام خود بدان

اي جلوه ي نورسحر  اي قبله ي اهل نظر

اي روشنايي بصر    شمس حسيني راقمر

 

———-(آمده ازره روح )——

سرزده ماهي ، از بني هاشم

آمده رمزِ مستي دائم

شد شكفته غنچه ي ام البنين2

آمده دست اميرالمؤمنين 2

مادراو شد سرمستش

حيدر بوسد هردودستش

يك مدينه ورخ مهتاب او

آل مرتضي همه بي تاب او

سيدي يا سيدي ابوفاضل 4

گشته بي پرده ماه من پيدا

از فروغ او عالمي شيدا

در ميان دلبران دلبرآمد 2

يابه چهره اي دگر حيدرآمد 2

اي برعلي نوردوعين

اي قمرِ شمس حسين

ساقي تشنه لب اهل ولا

جرعه اي زعشق خود بنما عطا

سيدي ………………………..

اي ادب مستِ ديده هاي تو

اي وفا خاكِ زير پاي تو

اي جمال دلكشت مهتاب عشق 2

مشك خالي تو جام ناب عشق 2

ياكاشف الكرب والشَيْن

عن وجهِ اخيك الحُسَين

انت صاحبُ اللواءِ في العسكر

انت بابُ حاجتي يابن الحيدر

سيدي ……………………….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *