اشعار ولادت امام سجاد علیه السلام

شاخص تکست
اشعار ولادت حضرت عباس علیه السلام
May 10, 2016
شاخص ایمیج
گزارش تصویری دومین همایش سالانه باشگاه هواداران گلبانگ حسینی
May 14, 2016

اشعار ولادت امام سجاد علیه السلام

 

————(زمزمه)——–

مدينه ميخندد، ز يمن ميلادت

نشسته بر لبها، سرود زيبايت

حسين زند بوسه ، هماره بر رويت

چو آسمان ريزد، ستاره بر كويت

خوش آمدى سجاد عليه السلام

بيا گل زهرا، نظر نما بر ما

رسيده اى از راه  نشستي بر دلها

به لطف بى همتا، دوباره شد پيدا

گلى زگلزار فاطمه زهرا عليه السلام

خوش آمدى سجاد عليه السلام

عزيز زهرايى ، اميد دلهايى

به ما گنهكاران ، شفيع فردائى

به خوبى گلها، به لاله صحرا

به مادرت زهرا، عيدى بده بر ما

خوش آمدى سجاد عليه السلام

 

 

 

ای اهل دعا! روح دعا باد مبارک
در دیـده تجلای خدا باد مبارک
این عید مبارک، به شما باد مبارک
لبخند امـام شهدا بـاد مبـارک
جان در بدن عالم ایجاد مبارک
آمد به جهان حضرت سجاد، مبارک

ای بانوی ایران پسر آورده‌ای امشب
ای طوبی عصمت ثمر آورده‌ای امشب
در بیت ولایت قمر آورده‌ای امشب
الحق که حسین دگر آورده‌ای امشب
بی پـرده ببینید جمـال ازلـی را
تبریک بگوئید «حسین ابن علی» را

حجروحجر وحلّ ومقام وحرم است این
دریای خروشنده جود و کرم است این
در مجمع خوبان دو عالم، علم است این
دردانه شهبانوی ملک عجم است این
گردیـد عیـان کوکب اقبـالِ محمّد
چشم و دلتـان روشن، ای آل محمّد

این ماه تمام است، تمام است، تمام است
فرزند قیام است، قیام است، قیام است
ذکر است و سلام است و سلام است، سلام است
بر خلق، امام است، امام است، امام است
این گوهر رخشنده دامان سه دریاست
چارم وصی ختم رُسُل، یوسف زهراست

ایـن ماه، چراغ مـه شعبان حسین است
این بضعه ثارالله و این جان حسین است
این لالـه خنـدان گلستان حسین است
این آیه بـه آیـه همه قرآن حسین است
این جان حسین است بـدانید بـدانید!
قرآن حسین است بخوانیـد بخوانیـد!

خیزید که از اشک و شعف آینه شوئیم
چون لاله خندان سر هر شاخه بروئیم
پرواز کنان تـا حرم الله بپـوئـیم
مانند فرزدق بخروشیم و بگوئـیم
ریزد بـه ثنایش دُر نـاب از دهن ما
تا شام شود روز «هشام» از سخن ما

این است که توحید از او یافت ولادت
دارد بـه وجودش حـرم الله ارادت
داده بـه مقامش ز ازل کعبه شهادت
کردند به مهرش همه حجاج، عبادت
این سیـد و مولا و امام حرمین است
این سبط نبی، پور علی، نجلِ حسین است

این سوره قدر و زُمر و یوسف و طاهاست
این سیـد بطحا پسر سیـد بطحاست
این نـور دل فاطمـه ام‌ابیـهاست
این نوح و خلیل است و کلیم است، مسیحاست
رخشنده چراغ دل هر انجمن است این
سر تـا بـه قدم آینه پنج تن است این

ای یـوسف زهرا شده مبـهوت کمالت!
ای عرش خدا گوشه‌ای از قصر جلالت!
یـادآور خُلق نبـوی، خلق و خصالت
بـا آنکه بـود حلقـه زنـجیر مدالت
با آنکه بـه گردن اثـر سلسله داری
آقائی و اشراف بـه هر سلسله داری

غیر از تو که در شام بلا خطبه بخواند
در حلقه زنـجیر، عـدو را بـکشانـد
در کاخ ستم یکسره آتش بفشاند
بـر خاک مذلت همگان را بنشاند
تو صاحبِ فریـادِ تـمامِ شهدایی
بر جان ستمگر، شرر خشم خدایی

غیر از تو که در سلسله سخت اسارت،
بـر فرق ستمکار زنـد مشت حقارت؟
ویـرانـه کند کاخ ستم را بـه اشارت؟
تـازد بـه سپاه ستم و ظلم و شرارت؟
در خطبه تـو خشم خدای ازلی بـود
فریاد خروشان خدا صوت علی بـود

ای سرزده از سینه هـر نسل نـدایت
ای زمزمه وحی خداونـد، صدایـت
اسلام، رهیـنِ نـفسِ روح فزایـت
در سلسله پیوسته به لب ذکر خدایت
روزی که نبودی خبری از گل”میثم
شد بسته بـه زنجیر ولایت دل”میثم

 

 

 

 

محیط نـور را نـور آفریدند
سپاه شور را شور آفریدنـد
به خورشید ولایت ماه دادند
بگو نورِعلی‌نـور آفریدنـد
سپهر امشب زند بر خاک، زانو
مَلَک خوانـد ثنـای شهربانـو

خدا امشب ولیّش را ولی داد
جمالی منجلی نوری جلی داد
حسین بن علی چشم تو روشن
که امشب بر تو ذات حق علی داد
شب وجد امـام عالـمین است
که میلاد علی ابن الحسین است

جمالِ بی مثالِ داور است ایـن
به خَلق و خُلق و خو پیغمبر است این
حسن زادی، حسین آورده‌ای، یا
امیرالمؤمنین دیگر است ایـن
بـه چشم نـور از او نـور بارد
جمـال چـارده معصـوم دارد

به مولا جلوه مولا مبارک
جمال ربی‌الاعلی مبارک
امام چارم آوردی بـه دنیا
عروس حضرت زهرا مبارک
عبادت‌های حیدر یـاد آمد
که عید حضرت سجاد آمـد

به چشمم نور مطلق آفریدند
بـه نامم ذکر یـاحق آفریدند
یقین بـاشد مرا امشب دوباره
بـه سر شور فرزدق آفریـدند
سرشک شوق ریزد از دو عینم
که مداح عـلی ابـن الحسینم

به صورت حُسنِ صورت آفرینش
ز صورت آفریـنش، آفریـنش
فلک خواند به لب عین الحیاتش
ملک گوید به رخ حقّ الیقینش
کلام وحی ریـزد از دهـانش
دعا گل بوسه گیرد از لبانش

خدا مشتاق یارب یارب اوست
سحر دلـداده ذکر شب اوست
کلـیم الله مـدهوش تکـلّم
مسیحا زنده لعل لب اوست
عبادت بوسه گیرد از جبینش
خدا فرموده زین‌العابـدینش

ولایت تشنه جـام ولایـش
همه دل‌هاست، دشت کربلایش
چهل پرواز از گودال تا شام
چهل معراج تا طشتِ طلایش
سفر از کبریـا تـا کبریا داشت
عروجی همچو ختم‌الانبیا داشت

بـه خلقت در اسارت مقتدایی
کند در بنـدگی کار خدائـی
کند روز اسارت دست بسته
ز کار عالمی مشکل گشائی
فراز نـاقـه اوج اقتـدارش
زبان هنگام خطبه ذوالفقارش

کلامش همچو آیات شریفه
حماسه، روشنی، حکمت، لطیفه
بـه دریـای دلِ اهلِ تـولّا
گهر جاری است از متن صحیفه
دعای اوست وحی آسمانـی
معانی در معانی در معانـی

الا سیر عروجت تا سحرگاه
من الله و الی الله و مـع الله
نهان از چشم‌ها اسرار خود را
علی با چاه می‌گفت و تو با ماه
تـو قرآنی تـو ایمانی تـو دینی
تـو سر تـا پـا امیرالمؤمنینی

مزارت بیت قرب داور ماست
بقیعت کربـلای دیـگر ماست
به معراج عروج از خویش تا دوست
تـولای شما بـال و پـر ماست
به “میثم” از ازل شد این عنایت
که بـا مهر شما گردد هـدایت

 

 

 

 

 

 

اي بحر شرف، گهر مبارك
اي شمس ضحي، قمر مبارك
اي بانوي شهر، شهر بانو
ديدار رخ پسر مبارك
اي مادر نه امام تبريك
اي نخل ولا ثمر مبارك
اين دسته گل حسين بر تو
از خالق دادگر مبارك
اين آيت محكم حسين است
قرآن مجسم حسين است

خورشيد سپهر پرور است اين
يا عبد خداي منظر است اين
دوم علي حسين زهرا
سر تا به قدم پيمبر است اين
لبخند بزن به ماه رويش
زيرا كه حسين ديگر است این
دردانه چار بحر توحيد
منظومه هشت اختر است اين
اين سيد كل ساجدين است
مولاي همه مجاهدين است

شعبان به ولادتش معظّم
قرآن به ولايتش منظّم
در هر ورق صحيفه او
قرآن نخوانده‌اي مجسّم
خوانند فرشتگان ثنايش
مانند دعاي نور با هم
بخشد به دعا تلاوتش روح
همچون نفس مسيح مريم
رويش كه بهشت عالمين است
گلخانه بوسه حسين است

گل آينه‌دار خلق و خويش
دل تشنه كوثر سبويش
در طور دعا، هزار موسي
مدهوش به شوق گفتگويش
دست همه اوليا به دامن
چشم همه انبيا به سويش
لبخند زند عزيز زهرا
هر صبح به بوستان رويش
جان مست نواي دلنوازش
آغوش حسين مهد نازش

اي آينه جمال سرمد
سر تا به قدم تمام احمد
فرزند حسين، نجل زهرا
سجاد، علي، ابا محمد
تو دست خدا و گردش چرخ
پيداست كه با يَد تو بايد
از خالق ذوالجلال و از خلق
بر جان و تنت سلام بي‌حد
مشتاق نياز بي‌نيازت
سجاده عشق جانمازت

قرآن خط حُسن نازنينت
گلبوسه سجده بر جبينت
تنها نه ملائكه، خدا هم
مشتاق دعاي دلنشينت
هم روي ملك در آستانت
هم دست خدا در آستينت
هنگام دعا صداي آمين
خيزد ز يسار تا يمينت
تكبير و قيام سر فرازت
جبريل مكبِّر نمازت

اي در دهنت زبان قرآن
وي هر سخنت بيان قرآن
هم صورت تو صحيفه نور
هم در تن تو است جان قرآن
هم ميوه و هم درخت توحيد
هم روحي و هم روان قرآن
ارکان تو كعبه ولايت
رخسار تو بوستان قرآن
آمين خداست در دعايت
وحي است تمام خطبه‌هايت

فرماندة ملك لامكاني
سلطان زمين و آسماني
در پيكر شرع روح روحي
در جسم نماز جان جاني
معصوم ششم وليِّ چارم
مولا و امام انس و جاني
در تنگي حلقه‌هاي زنجير
بخشنده به وسعت جهاني
تو كل وجود را امامي
در سلسله هم امیر شامی

اي قله عرش جايگاهت
جنّ و بشر و ملك سپاهت
در دايره خرابه شام
بر وسعت آسمان نگاهت
چون سير كني به سوي معبود
بال ملك است فرش راهت
با رفتن گوشه خرابه
كي كم شود از جلال و جاهت؟
تو مظهر حيّ داور استي
از وهم بشر فراتر استي

ای سجده عرشيان به خاكت
اي روح خدا به جسم پاكت
تو سلسله‌دار عالم استي
از سلسله عدو چه باكت
صد مصر وجود خاك راهت
صد يوسف مصر سينه چاكت
تا هست لواي عدل بر پا
هستند ستمگران هلاكت
اوصاف تو بر زبان ميثم
باشد به بدن روان ميثم

 

 

 

تو دل اسیر و بی قرارم ولایت زین العابدینه
به سر دلم حال و هوای زیارت زین العابدینه
پر زده دل تو سینه ام/ بی قرار مدینه ام/ پره اشکه چشام
همه هستیم نثار تو/ روبروی مزار تو/ میون زائرام
رو سنگ دل من نوشته
بقیع تو برام بهشته

شبیه پیمبرا می مونه صاحب مقام و اعتباره
برا کسی که معجزه میخواد صحیفه ی سجادیه داره
روایتهاش و میبینم/ توی صفحه به صفحه ی/ مفاتیح الجنان
شهادت میدم به نبی/ به علی و به بچه هاش/ میون هر اذان
جون من به فدای دلبر
فدای پسرای حیدر

روز قیامت آقا که میشه تو امید این دلای مایی
ناسلامتی هر چی که باشه تو قوم و خویش ایرونیایی
شب جشن حضور تو/ تا سحر میخونم یه دم / علی علی علی
من به عشق شاه نجف/ صد و ده مرتبه میگم/ علی علی علی
نجف نگو دوای دردم
تا صبح دور ضریح میگردم

 

—–(سرود-داره مياد خون خداي ما)-

داره میاد دار و ندارمون –

مرد شب خلوت کهکشون
داره میاد تا که نشون بده  –

راه رسیدن تا به آسمون
تو شب رویا  برای دلها  شراب آماده میرسه
شوری به پا شد  شب دعا شد  صاحب سجاده میرسه
دارن میگن کل اصحاب ، دومین اولاد ارباب

علیه علیه علیه
برادر علی اکبر، به عشق ساقی کوثر

علیه علیه علیه
یا زین العابدین  سید الساجدین
***
نوه ی بر حق ابوتراب –

دل میبره حتی زیر نقاب
صورت چون ماه این آقارو –

حضرت یوسف ندیده به خواب
شیرین فرهاد  حضرت سجاد   اومد و غوغا به پا شده
بگو به فریاد امام سجاد  فامیل ایرانیا شده
گل پسر ناز مولا ، بازم داره میگه حق با

علیه علیه علیه
داره رو دستاش صحیفه ،  میگه که تنها خلیفه

علیه علیه علیه
یا زین العابدین  سید الساجدین
***
تویی آقا آبروی دعا –

خون رگ خون رگ خدا
آقا بیا عیدیمونو بده –

یا که مدینه یا که کربلا
پسر مهتاب   تو بعد ارباب  دلدار و سالار زینبی
شبیه طوفان   موج خروشان  قافله سالار زینبی
پر شده پیمونه دیشب ، به دست ساقی مودب

ابالفضل ابالفضل ابالفضل
تشنه سقا میمونم ، به عشق سقا میخونم

ابالفضل ابالفضل ابالفضل
یا زین العابدین  سید الساجدین

 

 

——————(سرودعاطفه)—–

سرود عاطفه باز نشسته رولبها

واشده بازتوبهشت  یه نوگل زیبا

نشسته خنده ی عشق  بازرولب زهرا

بزم عاشقا آباده             دل خدامونم شاده

کسی که به ما می داده           امام سجاده

اومد دلبرشیرین وجذاب

اومد قبله ی خورشید ومهتاب

اومد پسردوم ارباب

مولا ابن الحسین علی مولا

…………………

نمک بارونه لبش وقتی که میخنده

توبندگی به خدا بی مثل وماننده

روپیشونیش جای مُهر مثل یه سربنده

قنوت رودستش زیباست  بارون نگاهش دریاست

هم اسم علی اعلاست       سید و مولاست

اسمش بخدا اسم خدائه

وا… خدای ذکر ودعائه

مُهر نمازش خاک کربلائه

مولا ………………………

 

نژاد اون شاخه ی بهشتی طوباست

مادرش ایرونیه این افتخار ماست

رقیه خواهرشه عموش یل دنیاست

ازهمه نژادش سره       داداش علی اکبره

اونکه دل از حق میبره    داداشش اصغره

عشقش توی رگ ما روونه

باباش که برا ما مثل جونه

به به  دوماد کشورمونه

مولا ……………………

 

 

—————–(شوروقیامتی شده)—–

من با دل رمیده ام    دل از همه بریده ام

زائر میخونه شدم    تا مدینه پریده ام

پیشونیمو 2 به خاک یارمیذارم

به جز بقیع 2 میکده ای ندارم

گرفتاردلم   جنون شد حاصلم

رسیده ساقی و شده حل مشکلم

علی ابن الحسین

همه دلا زندونی شن   عاشق مهربونی شن

تموم تربتای پاک   لب تشنه ی پیشونی شن

حبیب ما 2 محبوب عالمینه

بزرگی عبادته  گل پسرحسینه

گل قبله نما ست  به عالم مقتداست

خدای سجده و کلید هردعاست

علی ابن الحسین

 

——————(بنام بین الحرمین)—-

بنام اون سجاده ای که سجده برروش میاری

مُهری که روش سرمیذاری بده به ما یادگاری

به یاد هردعای تو           به یاد ربنای تو

دم میگیرم برای تو                 عزیزدلم

خورشید چارمین دینی

حضرت زین العابدینی

……………………

اون که توی کویردل باعث هر آبادیه

دستای باغبونیِ صحیفه ی سجادیه

کبوتر دل توسینه         پرمیگیره تا مدینه

تا پیشت آقا بشینه                   لب ساحلم

خورشید چارمینی دینی

حضرت زین العابدینی

 

 

—————–(اگه مجنونه)—–

ای خطاب من / انتخاب من / آفتاب من

میبینی مجنونم

نورناب من/ای ثواب من /مستجاب من

براتو میخونم

ذکرروزوشبم اینه

کی میشه بیام مدینه

عشقی که برده دلم رو

عشق زین العابدینه

آقام 2 آقام سجاد 3

بادعای تو  /  بانوای تو   /  ربنای تو

خداآغوش واکرد

دل شده آباد / دیگه شد آزاد/ دم یا سجاد

تودلم غوغا کرد

هست من بسته به هستت

من واون چشمای مستت

یعنی میشه بشم آقا

یه دونه تسبیح دستت

آقام ……………………..

 

 

روح روحانی / به دلم بانی / توی مهمونی

کی من ومیخونی

گل امیدم / تویی خورشیدم/ به سرسفره ت

کی من ومیشونی

گرچه دستم باده دارم  یه دعای ساده دارم

عشق سجاد که عشق  سجده وسجاده دارم

آقام ………………………

 

————-(شعر)—–

ما همان یا کریم بام شما
جبرئیل قدیم بام شما
صبح روز نخست خواندمتان
چقدر آشناست نام شما
صبح روز ازل حوالی نور
سجده کردیم بر کدام شما؟
من حلالم بود حلال شما
من حرامم بود حرام شما
چهارده قرن دست هیچ کسی
دل ندادم به احترام شما
به شما معدن کرم گفتند
و به ما سائل حرم گفتند

پرمن بال وبال من پرشد

پروبالی زدم کبوتر شد

زنفسهای حضرت عیسی

حال من خوب بود بهتر شد

سحر پنجم عبادت بود

کوچه های خدا معطر شد

مردی ازسمت ابرهای دعا

آمد وخشکی دلم ترشد

آمد وبا خودش کتاب آورد

اوامام آمد وپیمبرشد

مردی از سمت آفتاب آمد

با مفاتیح مستجاب آمد

آمده تامرا تکان بدهد

چشم گریه به این وآن بدهد

آمده روی پشت بام سحر

باصدای خدا اذان بدهد

بشکند میله ی قفس راتا

بال ما را به آسمان بدهد

با خودش نورمصحف آورده

تا خدا رابه ما نشان بدهد

 

به نگاهش دخیل میبندیم

تا مناجات یادمان بدهد

ای مسیح ای مسیر سبز نجات

برمناجات کردنت صلوات

ای مناجات ای نسیم دعا

راه نزدیک ما به سوی خدا

ای که دریا کنار تو قطره

قطره با یک نگاه تودریا

نذر سجاده ی قدیمی تو

چارمین رکعت نوافل ما

السلام ای علی دوم من

ای امام چهارم دنیا

مرد شب زنده دارسجاده

مرد محراب التماس دعا

ازتو بوی نماز می آید

بوی راز ونیاز می آید

مادرت آفتاب حجب وحیاست

شرف الشمس سید الشهداست

مایه آبروی ایران است

افتخار همیشه ی دنیاست

ازتو ومادرتواین دل ما

عاشق خانواده ی زهراست

یک سفر پیش ما نمی آیی

وطن مادری تو اینجاست

تو عجم زاده ای تو فامیلی

پس حرم سازی ات به گردن ماست

تودراین سرزمین گل کاری

به خدا حق آب وگل داری

بی توسجاده ای اگر هم بود

فرش رسوایی دوعالم بود

بی تو یا حرفی ازبهشت نبود

یا که جنت همان جهنم بود

خطبه های گلوی زخمی تو

انعکاس غروب ماتم بود

تواگر خطبه ای نمیخواندی

خانه هامان بدون پرچم بود

تواگرروضه ای نمیخواندی

سال ما سال بی محرم بود

ازتو داریم فصل ماتم را

ده شب گریه ی محرم را

احترام تورا سلام نبود

حق تو کوچه های شام نبود

حق آیینه ها شکستن نیست

گیرم این آئینه هم امام نبود

هیچ جایی برای حال شما

بدتر از مجلس حرام نبود

گریه کردی صدازدی ای کاش

هیچ سنگی به روی بام نبود

کاش مادر مرا نمیزایید

آفتابم خرابه جام نبود

لاله بودم زغصه پژمردم

دردل کوچه های غم مُردم

 

 

——————–(شعر)—–

سلام عطرخوش ودلپذیرسجاده

سلام سید سجده امیرسجاده

سلام سفره ی پرنعمت دعا خوانی

سلام سفره ی مهمان پذیر سجاده

سلام تازه ی شعر وشعوراحساسم

سلام تازه مریدی به پیر سجاده

چقدر دست مرام من ازتوخالی شد

شبی که دور شدم از مسیر سجاده

پیاده میشوم اینجا کنار اشکم تا

بیفتم ازسرخجلت به زیر سجاده

ویطعمون علی حبه ای … شما هستید

منم یتیم واسیر وفقیر سجاده

 

——————–(شعر)—–

مرغ دل امشب دوباره پرزده

بال وپر تا خانه ی دلبر زده

دردلم افتاده شوری  بی امان

گشته غوغا درزمین وآسمان

آسمان برخاک دربانی کند

تازمین امشب سخنرانی کند

من زمینم دیگر ازتو برترم

چون قدمگاه عزیز حیدرم

من زمینم خاک پای اوشدم

اوکه آمد آشنا با هو شدم

شد مدینه مفتخر ازنام او

ساقی لب تشنگان شد جام او

اذن دیدار رخ آن نورعین

فاش گویم هست ذکر یاحسین

سید السجاد فخر احمدی

زینت بیت رسول سرمدی

ازتوقلب مادرت پرنورشد

حجره ی اوقبله گاه طورشد

جد تو نام تورا سجاد خواند

تا که مسجدها زتو آباد ماند

ماکه دل دردام تو انداختیم

خویش را با روضه هایت ساختیم

چارمین ساقی مشک فاطمه

باعث ترویج اشک فاطمه

اشک زهرا چشمه ی کوثر بود

جلوه ی کوثر دوچشم تر بود

گریه ی توگریه ی صحرایی است

سجده ی تو سجده ی زهرایی است

عرشیان ازتو تبرک جسته اند

چهره ی خود را زاشکت شسته اند

اشک چشمان توسلمان پروراست

روشنی دیده ی پیغمبراست

اشک تو رکن البلاد دین شده

کربلا با اشک تو تزئین شده

ده مرا رجعت به وادی جنون

بادم انا الیه راجعون

صاحب سوز سحر یا سیدی

لطف کن مارا بخر یا سیدی

کربلا بعداز حسین آشفته بود

غنچه ی بی صبری اش بشکفته بود

کربلا ازاشک تو آرام شد

لشگر کوفه زتو ناکام شد

چون شود برپا قیام واپسین

حق بگوید این زین العابدین

مستی میخانه ها ازجام توست

زینب روز قیامت نام توست

ای صحیفه یادگارناب تو

هرکلامش درحقیقت باب تو

روزی ام را ازصحیفه بیش کن

این سیه دل را غلام خویش کن

درصحیفه راز تو شد آشکار

کیست گردد محرم اسرار یار

مهر تربت را تو اول ساختی

کاردشمن را معطل ساختی

مهر تربت آشنا باداغ توست

غنچه ی خوش رنگ وبوی باغ توست

مهر تربت ازتو دارد آبرو

بهر شیعه ازتودادر گفتگو

مهر تربت را توزینت داده ای

اشکهارا توهدایت داده ای

کی شود بینم جمال زرد تو

بشنوم من خطبه ی پر درد تو

خطبه ات شرح تمام روضه هاست

وصف زیبای قیام کربلا

خطبه ات وصف دل زینب بود

اشک خون محمل زینب بود

ای فدای چشم درخون رفته ات

درمیان مجلس دون رفته ات

هم نشین زینب کبری علی

خطبه خوان پیش سر بابا علی

درشب میلاد تو گریه رواست

ای خدای گریه  غیر ازاین خطاست

شام باشد کربلای دیگرت

شام برده جان تو ازپیکرت

خیزران وطشت زر رادید ه ای

رأس خونین پدر را دیده ای

چون به دروازه سرش آویختند

برسر تو سنگ وآتش ریختند

 

————–(سرسفره عباس)—-

وقتی که سرسجاده میشینم

به یاد سجده هاتم

توی قنوت هرنمازم آقا

به یاد ربناتم

من ویا د رکوعت   من ویاد سجودت

همه افتخارمن     آقاجون به وجودت

میخونم  یا سجاد 4

جانمازومهر وتسبیحه آقا

همگی یادگاریت

چی میشه دلم روزنده نمایی

با یه ذکر بهاریت

چی میشه که ببینم دوتای چشمای مستت

چی میشه باشم آقا  دونه تسبیح دستت

میخونم …………………………….

 

 

 

 

دوباره کبوتر ازتوی سینه

میپره تامدینه

دوباره خیال قبر تودل رو

میبره تامدینه

من واین دل زائر   من و قبر غریبت
من واین دل تشنه    برای بوی سیبت

میخونم ……………………….

 

 

——————(درمیخونه)—–

مدینه امشب ستاره بارون

لبای ارباب خندون خندون

انقده ماهی هرکی که دیدت

شده یه باره حیرون  حیرون

زلال ونابی

توآب آبی

من کی ام آقا فقط سرابی

خورشید چارم

توآفتابی

چی میشه آقا به ما بتابی

امام سجاد 4

هستی من هستی ام زهستت

میخوام که باشم همیشه مستت

کاش میشد آقا بشم یه روزی

یه دونه ای ازتسبیح دستت

 

 

 

شوربهارم

داروندارم

هرچی که دارم من ازتودارم

آرزوم اینه

بیام مدینه

به خاک قبرت سربگذارم

امام سجاد …………………….

اومده ازراه خدای سجده

مسیحای ربنای سجده

برسرسجاده یاد سجاد

کرده ام امشب هوای سجده

رازونیازم

سوزوگدازم

توزنده ساز روح نمازم

هرجایی باشم

دلبرنازم

خدامیدونه بهت مینازم

امام سجاد ……………………….

 

 

—————–(میخونه ها)—-

میخونه ها چراغونن ساقی میخونه

پیاله ها رو پرکنید ازاین میخونه

اومده دنیا ساقی دلها

گل میریزه ازدامن ابرا

به روی مهد پسر زهرا

امام سجاد  گل زهرا3

سحر زدست شام غم گردیده آزاد

ذکرتموم کائنات حضرت سجاد

پرنده ام درهوای عشق تو

میگذرم ازجون بپای عشق تو

هرچی که دارم فدای عشق تو

امام سجاد …………………………

تموم عالم میگیرن روزی ازاین در

نوکر این خونه ام و برعالمی سر

ماه زمینی وشمس آفاقی

ماهمه فانی فقط تویی باقی

می بده دستم یا ایها الساقی

امام سجاد …………………………..

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *