اشعار ولادت امام حسین علیه السلام

اعیاد شعبانیه
سرود انوارکربلا (اعیاد شعبانیه)
May 9, 2016
شاخص تکست
اشعار ولادت حضرت عباس علیه السلام
May 10, 2016

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام

 

————(سرود انوار کربلا)—–

تو جون بخواه از من/ اگه دريغ كردم

آقاجون نامردم
تا كربلا رفتم/ جا مونده اين قلبم

نمي خواد برگردم
صاحبه نفس من، تويي آقام،

دين و دنيام، فداي يه تاره موته
اين بلوف نيس اي آقا، جون اين عا،

شقه شيدا، روي دستش روبروته
اومدم بگي بهم قبولي تو نوكري

اومدم بگي تو بيمه ي علي اكبري 2
دل، پر، مي گيره، تا پايين پات
هميشه كنج، دلامونه جات
ياحسين یاحسین 2

زده بنام تو/ خداي بي همتا

سند علم هارو
بگو ابوفاضل/ بدست بيار قلبه

حضرت زهرا رو
پر تلاطمه جزر و، مده اين دل،

تا هميشه، اسير ساحل نميشه
هر كي كه زده پيمو،نه اي از دس،

ت اباالفضل، ديوونس عاقل نميشه
از مي كوثر عشق هر كي كه مسته ميگه

نمياد ساقي رو دست ابوفاضل ديگه 2
عش،قت، پابرجاس، تا دنيا دنياس
وَ رايتُ العباس، هميشه بالاس
ياحسين یاحسین 2
پَره عباي تو/ پناه اين امت آقا مِن الناره
فقط نه نام تو/ مرامتم مثل حيدره كراره
عمريه با صحيفت، با دعاهات،

دل شيعه، بيقراره و مانوسه
يعني ميشه ببينيم، بقيع آقا،

داره گنبد، مثه مشهد مثه طوسه
ايروني تا به ابد به عشق تو مي نازه

حرمي مثل امام رضا برات ميسازه 2
تو، قا،ب قلبم،آقا جا داري
قشنگي از بس؛ تماشا داري
ياحسين یاحسین 2

 

 

به فدای تو، تو که اومدی
هنوز از را نیومده دلبری
به فدای تو، تو که اومدی
جلوات تو جلوه ی حیدری
به فدای تو، تو که اومدی
خدایی که تو دلبری محشری
آقا محشری
آقا محشری
سر من خاک کف پای تو و
چش من بسته به دستای تو و
دل من مست تولای تو ای حسین، حسین
یه جورایی من ساز ترانه ی عاشقونه تم
یه جورایی من دیگه خم و پیاله و پیمونه تم
یه جورایی من دیوونه ی دیوونه ی دیوونه تم

به فدای تو، تو که اومدی
یه بهونه برای نماز اومد
به فدای تو، تو که اومدی
توی بندگی راز و نیاز اومد
به فدای تو، تو که اومدی
توی عاشقی سوز و گداز اومد
تو خودت بردی دل مجنونم و
تا ابد از لطف تو ممنونم و
به تو و زینب تو مدیونم حسین، حسین
یه جورایی من دیگه بخوام و نخوام غلامتم
یه جورایی من دیگه بخوای و نخوای به نامتم
یه جورایی من منتظر جواب سلامتم

به فدای تو، تو که اومدی
با تو عطر بهشتی سیب اومد
به فدای تو، تو که اومدی
برا درد همه یه طبیب اومد
به فدای تو، تو که اومدی
آشنای دلای غریب اومد
تو سفیر قافله عشقی و
تو مسیر مرحله عشقی و
تو امیر سلسله عشقی حسین، حسین
یه جورایی من عاشق و هلاک این گدایی ام
یه جورایی من همیشه برا حرم هوایی ام
یه جورایی من دیگه کبوتر کربلایی ام

 

 

 

امشب برای فاطمه گوهر رسیده است

شادی به قلب و جان پیمبر رسیده است

حیدر نظاره کن که دلبر رسیده است

مژده بده حسن برادر رسیده است

کوری چشم دشمن زهرا و مرتضی

حالا دوباره فاطمه مادر شده خدا

او آمده تا که خدایی کند مرا

مشغول کسب و کار گدایی کن مرا

بال و پرم دهد هوایی کند مرا

امشب زلطف کرببلایی کند مرا

او امده تا که مرا مبتلا کند

عاشق ترین گدا کند و پر بها کند

ای مدعی جذبه ی روحانی اش ببین

بالاترین رتبه ی عرفانی اش ببین

از کودکی قاری قرانی اش ببین

عشاق این قبیله ی سلمانی اش ببین

مجنون اگر که خواستی ز ایرانی اش بخوان

اسلام ما همه زمسلمانی اش بدان

این بزم عیش بایم چه عالی است

اینقدر عالی است که گویا خیالی است

فطرس به گریه گفت که بالم چه بالی است !

جایش چقدر خواهر ارباب خالی است

این بزم عیش بی می و ساغر نمی شود

کامل بدون تک یل حیدر نمی شود

آن تک یلی که علمدار کربلاست

ساقی خیمه ها و سپهدار کربلاست

امید بچه هاست و سردار کربلاست

عشق حسین و زینب و غمخوار کربلاست

از مادر ادب ادب آفریده اند

یک بار جز احد ز او کی شنیده اند

وقتی رسید شادی به این انجمن رسید

پایان غصه و درد و محن رسید

خنده به لبهای حسین و حسن رسید

حیدر به غمزه گفت – عجب …مثل من رسید !

سائل بیاورید کرم بی حساب شد

دوران مستی و می و جام و شراب شد

کودک که در خانه ی مولا بزرگ شد

با مهر و حب حضرت زهرا بزرگ شد

تحت تعلم حسنین تا بزرگ شد

شیری برای روز مبادا بزرگ شد

مشکی به دوش گرفت و به آب زد

مرحم به زخم های وجود رباب زد

رفت و نیامد و به حرم التهاب شد

رویای اب بود که دیگر سراب شد

با تیر حرمله علی اش تا که خواب شد

شرمنده از خجالت او افتاب شد

حالا حسین یکه و تنها و دشمنان

صحبت ز سنگ های زمخت و سر سنان

مظلوم واقع شد عاقبتش هم غریب شد

عیسای خانواده شد و بر صلیب شد

در سجدههای عاشقی خدالتریب شد

جرمش چه بود حسین که شیب الخضیب شد ؟

زینب که بعد از او پیام اورش شده

یک شیرزن که یک تنه خود لشگرش شده

((حقش نبود کعبه ی نیلوفرش کنند))

در طول آن سفر مدام مضطرش

یکباره بی برادر و بی معجرش کنند

بر نیزه سایه ی بالا سرش کنند

یاسر مسافر

 

 

 

-(سرود0 آروم قرار همه دلاي شيدايي)-

حسین آروم و قرار همه ي دلای شیدایی
حسین تویی ستاره ي تموم شبای تنهایی
حسین تو خود نبی و علی و حسن و زهرایی

امیر دلهایی 3
عکس ضریح تو میاد /همه شب در خوابم
به شوق کربلای تو/ به خدا بی تابم
شکر خدا فقط تویی /اربابم
حسین 4  آقام 3 آقا   3

به اون بخشش و عطا و کرم تو یا ثارالله
به اون پر شال روی علم تو یا ثارالله
به اون صفای ضریح حرم تو یا ثارالله
هلاکتم والله 3
جذبه عشقت می کِشه/ همه دلها رو
دیوونه کردی به خدا/ همه عاقل ها رو
ختم می کنه خدا به تو/ دنیا رو
حسین 4  آقام 3 آقا   3

 

 

 

 

————-(شعرولادت امام حسين)—-

پای قلم دوباره رسیده سر قرار

ای آسمان به دفتر شعرم غزل ببار

تندیس دلربائی و ای منتهای عشق

لطفی کن و به خانه ی چشمم قدم گذار

امشب برای بوسه به جای قدوم تو

قلب فرشته ها همه بی تاب و بیقرار

در پای گاهواره ی تو فطرس ملک

دل در دلش نبود و نگاهش به انتظار

بالی شکسته دارد و چشمان ملتمس

گشته دخیل روی تو ای یار گلعذار

آنقدر بال و پر روی قنداقه ات کشید

آخر شفا گرفت ز دستانت ای نگار

بنگر چگونه دور تو پرواز می کند

آری خدا به خلقت تو ناز می کند

در پیش ماه بس که زلال و منوری

شایسته تر به گفتن الله اکبری

در برق چشمهای شما هیبت علی است

پیوستگی بین دو ابروت حیدری

خیره شده به سمت شما چشم عرشیان

وقتی به خواب ناز در آغوش مادری

باید پدر عقیقه کند هرچه زودتر

از ترس چشم زخم و نظر بس که محشری

هر چند این قبیله همه نور واحدند

اما حسین فاطمه تو چیز دیگری

گاهی تو دلبری کنی و لحظه ای حسن

خورده به پای نام شما مهر دلبری

مادر همیشه همدم تنهائی تو بود

سرگرم در سرودن لالائی تو بود

هر دم در آستانه ی عشقت گدا شدم

از معصیت رها شدم و با خدا شدم

معجون شیر مادر و اشک عزایتان

بر جان من نشست و به تو مبتلا شدم

آندم که تربت تو به کامم گذاشتند

دلداده ی تو و غم کرب و بلا شدم

با واژه های (بر لب خشکیده ات سلام)

با ماجرای تشنگی ات آشنا شدم

هر دفعه بر در تو زمین خورده آمدم

در زیر پرچم و علمت باز پا شدم

دیدم که بسته شد در رحمت بر روی من

وقتی بقدر یک نفس از تو جدا شدم

رویای بیکرانه و شیرین هر شبی

آقای ذره پرور و سالار زینبی

برروی برگ برگ غزل جای شبنم است

اشکت به زخمهای دلم مثل مرهم است

زهرا نگاه کرده به من نوکرت شدم

جنس دل و تراشه ی این سینه از غم است

دار و ندارتان همگی خرج من شده

گر جان دهیم پای عزاداریت کم است
اینجا چه خوب باشی و بد راه می دهند
طرز خرید کردن ارباب درهم است

هر ساله شال و بیرق و پیراهن سیاه

چشم انتظار دیدن ماه محرم است

نقش است بر کتیبه ی دل شعر محتشم

(باز این چه شورش است که در خلق عالم است)

“مسلم”بگو به فاطمه دل زیر دِین توست

 این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

 

 

 

——–(تركيب بند ميلاد امام حسين)—

روز الست ، روز ازل ، لحظه های عشق

روزی که آفریده شد عالم برای عشق

روزی که آفرینش گیتی تمام شد

آغاز شد به دست خدا ماجرای عشق

بودیم گرچه در دل سر گشتگان ولی

کم کم شدیم بین همه آشنای عشق

چشمی میان آن همه ما را سوا نمود

دل را ربود و داد دلی مبتلای عشق

دستی به روی شانه مان خورد و ناگهان

ما را صدا نمود کسی با صدای عشق

روز الست لحظه ی آغاز عاشقی

ما را خدا نمود اسیر خدای عشق

عکس خدا نشسته بر آیینه هایمان

روز ازل حسینیه شد سینه هایمان

هستي بهانه بود كه سِرّي بيان شود

مستي بهانه بود كه ساقي عيان شود

خلقت ادامه يافت و رازي گشوده شد

تا معني وجود زمين و زمان شود

با دست غيب وق ظهورت نوشت عشق

وقتش رسيده نوبت ديوانگان شود

قلب مدينه ميطپد از خاك پاي تو

جاروكش هميشه ي اين آستان شود

حتي بهشت با سر مژگان رسيده است

تا قبله گاهِ وسعت هفت آسمان شود

تو حيدري ، تو فاطمه اي ، تو پيمبري

سوگند بر خدا كه خداييش محشري

بی تو هزار گوشه ی دنیا صفا نداشت

اصلاً خدا بدون تو این جلوه را نداشت

گیرم هزار کعبه خدا خلق می نمود

چنگی به دل نمیزد اگر کربلا نداشت

حتی ز معجزات مسیحا خبر نبود

مشتی اگر ز خاک قدوم شما نداشت

به تو هوای خانه ی زهرا گرفته بود

اينقدر جلوه جاذبه ی مرتضا نداشت

شکر خدا که خانه تان هست روی خاک

ور نه زمین ِتیره که دارالشفا نداشت

مجموعه ي خصائل بي انتها شدي

يك جا تمام سلسله ي انبيا شدي

گیرم بهار نیست دمی جان فزا که هست

گیرم بهشت نیست غبار شما که هست

بر خشت خشت كعبه نوشتند با طلا

گيرم كه قبله نيست ولي كربلا كه هست

در ازدحام خیل گدا جا اگر کم است

تشریف آورید دو چشمان ما که هست

جایی اگر نبود خدا را صدا کنید

باب الجواد و سایه ی ایوان طلا که هست

کوتاه است سقف عالم اگر وقت پر زدن

غم نیست روی گنبد و گلدسته ها که هست

خوش گفته اند قطره که دریا نمی شود

هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

تو آمدی و قیامت کبری رقم زدی

بر تارُک همیشه ی عالم علم زدی

ميخواستي كه رَشك بَرَند ديگران به من

زلف مرا گره به نسيم حرم زدي

حس می کنم میان دلم بوی سیب را

از آن زمان که در حرم دل قدم زدی

می خواستی که شعله بگیریم بی امان

آتش به جان هر غزل محتشم زدی

با شیر ، طعم روضه تان را چشیده ام

وقتی سری به چشم ترِ مادرم زدی

مجنون کوچه های غمم دست من بگیر

دل تنگ دیدن حرمم دست من بگیر

تو تشنه و دریغ ز یک جرعه آب، آه

تو تشنه و تمامی صحرا سراب، آه

در زیر نیزه های شکسته نهان شدی

با زخم های تازه تر و بی حساب، آه

یک سوی صدای العطش آرام میرسید

یک سو صدای هلهله ها در شتاب، آه

یک سو صدای ضجه ي زینب بلند بود

یک سو صدای مادرت اما کباب، آه

یک سو علم به خاک و علمدار غرق خون

يک سو به روی نیزه عزیز رباب، آه

كم كم نگاه بر بدنت سخت ميشود

كم كم نفس زدنت سخت ميشود

 

 

 

—————–(شعر)——-

ایــام نشـاط و شـور امـت آمــد

هنگام سرور و اخذ حاجت آمد

روز سـه و چهــار و پنج مــاه شعبــــان

از جـانـب حـق سـه پیـک رحمـت آمــــــد

میلاد حسین است و اباالفضل و علی

یعنـی کــــه سـه منشـاء سعــادت آمــد

آن ماه که ماه حاجتش میخواننــد

ما بیـن دو خـورشیـد امـامـت آمد

نـــور ابـــدی و ازلـــی میـــآیـــــد

بــر عـالــم ایجاد ولی میــــآیــــــد

مجموعه حسن و عشق وایثار و کرم

یعنــی کــه حسیــن بــن علــــی میـآیـــد

 

 

———-(تركيب بند ميلاد امام حسين)–

خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست
الـبشاره لیلۀ میلاد مصباح الهـداست
بر سر دوش نبی، شمس ولایت جلوه گر
پیش روی فاطمه، مرآتِ حسنِ ابتداست
فاطمه آورده فرزندی که در قدر و جلال
هم محمد هم امیرالمؤمنین هم مجتباست
چشم ثاراللهیان روشن به میلاد حسین
کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست
گام گامِ مقدمش، رشک گلستان بهشت
عضو عضوِ پیکرش، اوراق صنع کبریاست

این همان مصباح دست غیب رب العالمین
این همان قرآن روی قلب ختم الانبیاست
چشم نه، لب نه، جبین نه، حنجر و رخسار نه
پای تا سر غرق در گلبوسه‌های مرتضاست
با وجود آنکه نَبوَد رحمت حق را حدود
این نمای رحمت بی حدِّ ذات کبریاست
سبط احمد، نجل حیدر، آرزوی فاطمه
خون قرآن، اصل ایمان، قلب دین، روح دعاست
قطره‌ای از بحر لطفش چشمۀ آب حیات
ذره‌ای از خاک کویش درد عالم را دواست
وصف او باید کسی گوید که قرآن آورد
مدح او باید کسی گوید که او را خونبهاست

هر چه می‌بینم جمالش را، نبی پا تا به سر
هرچه می‌خوانم ثنایش را،علی سرتا به پاست
هر سری تقدیم جانان گشت، خاک پای او
هر دلی جای خدا گردد، بر او صحن و سراست
هر چه از او خواست ذات پاک حق تقدیم کرد
درعوض او ازخدای خویش بگرفت آنچه خواست
من نمی‌گویم، نمی‌گویم، خدا باشد حسین
لیک گویم گر خدایی از خدا خواهد، رواست
خواهـر مظلومۀ او مـادر آزادگی است
تـا قیامت بر همه آزاد مردان مقتداست
اصغری دارد که ذبح اکبرش خوانند خلق
دختری دارد که دست بسته‌اش مشکل گشاست

مادری دارد که در قرآن، خدا مدّاح اوست
مدح او تطهیر و قدر وفجرو نور و«اهل‌أتی»ست
قامتی دارد، قیامت گوشه‌ای از سایه‌اش
صورتی دارد که در چشم محمد دلرباست
بازویی دارد چو بازوی امیرالمؤمنین
هیبتی دارد که گویی خود علی مرتضاست
روز محشر ذکر کل انبیا یا فاطمه است
فاطمه گوید خداوندا حسین من کجاست؟
او بُوَد فُلک نجات و لنگرش دخت علی
این نباشد کفر اگر گویم خدایش ناخداست
شهریار کشور دل‌ها «حسین بن علی»
زادۀ ام‌البنین فرمانـدۀ کل قـواست

آنچه در عالم گنه کار است در روز جزا
گر خدا بخشد به یک موی حبیب او به جاست
گر چه حتی روز محشر چشم زهرا سوی اوست
هر شب او واقعه، هر روز او روز جزاست
اینکه خنـدانیم و گریـانیم در میلاد او
می‌کند ثابت، گِل ما از زمین کربلاست
آنکه سر سازد نثار دوست، از عالم سر است
کشتۀ محبوب را گر کشته پنداری خطاست
مرگ در بستر بوَد بر عاشق صادق حرام
این معما را کسی داند که با ما آشناست
شور ما شور شهادت، شوق ما شوق وصال
زخم ما یاری رحمت، خون ما آب بقاست

من ز خون دل نوشتم بـر جبین آسمان
هر که فانی در ره حق نیست، پایانش فناست
قبر: کعبه، رکن: مقتل، تربت عشاق: حِجر
مضجع من «مروه» و ایوان عباسم «صفا»ست
گو یکی گردند خلقت از برای قتل من
قامتم تنها برای خالق یکتا دوتـاست
آب را بر روی ما بسته نمی‌داند عدو
حنجر ما تشنـۀ آب دم تیغ بـلاست
وصل جانان از دم شمشیر می‌آید به دست
این همان معنای رمز «البلاءُ لِلولا»ست
“میثم” این مصراع را با خط خون باید نوشت
رأس ما از تن جدا شد، دوست کی از ما جداست؟

 

 

 

————-(قصيده ميلاد امام حسين)—

مه منوّر شعبان مه رسول خداست
مه مبارك ميلاد سيدالشهداست
به رهروان هدايت ز حق رسیده خبر
كه روي دست محمد عيان چراغ هداست
تمام دين به روي دست‌هاي ختم رسل
و يا كتاب خدا روي سينة زهراست
به عدل و عزت و آزادي و كمال و شرف
خلايقند همه تشنه، فيض او درياست
ملك به حسن تماشائيش، شده مبهوت
كه اين امام حسين است يا رسول خداست
نسیم خلد برین می وزد ز اطرافش
كه بوي عطر خدا در مشام باد صباست
اگر تمام ملائك ز گاهوارة او
پر دوباره چو فطرس طلب كنند رواست
نبي به طلعت زيباش خنده كرد و گريست
خدا به يمن قدومش بهشت را آراست
ز گاهواره به گودال خون نگاهي كرد
به خويش گفت كه میلاد ما شهادت ماست
تمام خلقت يك لحظه بي حسين مباد
كه بي حسين زمين بي‌كس و زمان تنهاست
به حلق تشنه و لب‌هاي خشك او سوگند
كه خون او به گلستان وحي، آب بقاست
گرفت جام بلا را ز دست حضرت دوست
از آن تمام بلاها به چشم او زيباست
مگو چرا ز همه هست خود گذشت حسين
خداي داد به او هست و هست او را خواست
اگر ز بار غمش آسمان خميد چه باك
كه گشت قامت اسلام با قيامش راست
وضو گرفت ز خون، پيش تير قامت بست
كه تا قيام قيامت از او نماز به پاست
هميشه حج به وجود حسين مي‌بالد
كه كربلاش صفا بود و مروه شام بلاست
نماز و روزه و حج و جهاد مي‌گويند
حيات ما همه مرهون سيدالشهداست
به پور هند جگر خواره چون گشايد دست
كسي كه رشد و نموّش به دامن زهراست
زهي جلال كه در روي خون گرفتة او
به چشم اهل نظر صورت خدا پيداست
مگر نه خوردن خاك آمده به شرع حرام
چه حكمتي است، چرا تربت حسين شفاست؟
به تحت قبّه او كن بلند دست نياز
بگير حاجت خود را كه مستجاب دعاست
همه به حشر صدا مي‌زنند يا زهرا
ولي ز فاطمه آيد ندا، حسين كجاست
اگر چه سوم شعبان جمال خويش گشود
بدان ولادت او ظهر روز عاشوراست
قسم به ذات خداوند قادر بی چون
كه خونبهاش خداوندگار بي همتاست
تمام اهل قيامت به چشم مي‌بينند
حسين با تن بي سر شفيع روز جزاست
هنوز نغمة قرآن او بلند ز ني
هنوز نعرة هيهات او به اوج سماست
هنوز خنجر قاتل ز خون اوست خجل
هنوز از عطشش، شعله در دل درياست
هنوز نالة هل من معين اوست بلند
هنوز رأس منيرش به نيزه راه نماست
هنوز پرچم گلگون او به قلة عرش
هنوز پيكر صد چاك او به دوش شماست
حسین رهبر آزادگان به هر عصری
حسين راه نماي تمام نهضت‌هاست
حسين مشعل تابندة هدايت خلق
حسين مصحف نور است و آيت عظماست
حسين جان دعا، جان ذكر، جان نماز
حسين روح حرم، روح مروه، روح صفاست
گواه زندة من، ارجعي الي ربك
كه بر حسين همانا خدا مديحه سراست
حسين سورة فجر و حسين آيه نور
حسين نجم فروزان حسين شمس ضحاست
حسين زندة حق و حسين كشتة حق
حسين بر همه باطل ستيزها مولاست
به وصف او كه خدايش ثنا كند ميثم
قصيدة تو بود نارسا اگر چه رساست

 

—————(قصيده ميلاد امام حسين)——

عید است و جهان روضۀ رضوان حسین است
از عرش الی فرش، گلستان حسین است
بـا گریـۀ شـوق نبـی و حیــدر و زهـرا
چشم همگان بر لب خندان حسین است
تنها نه به سویش شـده فطرس متوسّل
خلق دو جهان دست به دامان حسین است
ای خیـل مـلک حـرمت او پاس بدارید
کاین طایرِ پرسوخته، مهمان حسین است
میلاد حسین آمده سر تا به قدم گوش
زیرا که خداوند ثناخـوان حسین است
«فطرس» طلب عفو کن از یوسف زهرا
العفو بگو، عفو به فرمـان حسین است
گمــراه نگــردید کــه مصباح هدایت
تا روز جزا حُسنِ فروزان حسین است
آدم نــه فقــط بــر در او بــرد تــوسّل
عالـم بـه سـر سفرۀ احسان حسین است
آزادگـی و غیــرت و ایثــار و شجــاعت
این چـار، الفبـای دبستـان حسین است
بـا خــون شهیــدان بنویسید و بخوانید
این بیت که سرلوحۀ دیوان حسین است
سـردادن و مهـلت بــه ستمــکار ندادن
خط و هدف و مکتب و ایمان حسین است
گـــر تشنــه‌لبِ آب بقاییــد، بیاییــد
سرچشمۀ آن در لبِ عطشان حسین است
شیعـه اسـت کـه تـا دامنـۀ صبح قیامت
با آتش دل شمع شبستـان حسین است
ای شیعـه مکـن بــر دگــران باز درِ دل
ایـن خانـۀ آتـش‌زده از آن حسیـن است
خونی که از آن یافت جهان رنگ خدایی
والله قسـم خـون جوانـان حسیـن است
تا صبـح قیـامت بـه سـر نیـزه عیان است
هفتـاد و دو آیـه که ز قرآن حسیـن است
بر گوهــر اشکــش نتــوان یافــت بهایی
آن دیده که می‌گرید و گریان حسین است
در معرکـۀ عشـق نگـه کـن کــه ببینـی
سرها همه چون گوی به چوگان حسین است
اعجـاز مسیحـا کنـد از زخـم تـن خود
هر کشته که افتاده به میدان حسین است
حاشا که ز شمشیر ستمگـر بهـراسیم
در سینۀ ما چاک گریبان حسین است
هرگـز نـرود آبـش بـا کفـر به یک جو
تا امـت اسـلام، مسلمـان حسین است
حـق است اگر ناز فروشیـم به فردوس
زیرا دل ما روضۀ رضوان حسین است
«میثم» اگر امروز ز قرآن خبری هست
ایـن از اثـرِ فتــح نمایان حسین است

 

 

–(سرود – شور- نوكري از آن من و)-

از کودکی بودم حسین ریزه خور خوان شما
  نوکری از آنِ من و سروری از آنِ شما
زباده تو سرخوشم و/ بی تو نفس نمی کشمو

محبت تو می چشم و / هستم غرق مستی
تو که دوای دردمی و /  با تو ندارم هیچ غمی و

فخرمی کنم به عالمی و/ اربابم تو هستی
ای دل و دینم   با تو عجینم

تو مُهر نوکری زدی به روی سینم
                  یا ثارالله 4

اون روز برام شب نمیشه اگه نگم با شورو شین
         السلام علیک یا أبا عبدالله الحسین
و إسمُه دَوا تویی و/ و ذِکرُه شِفا تویی و/

اشرف بنده ها تویی و/ سرور کائناتی
حقیقت عبادتی و / باب نجات امتی و/

رحمت بی نهایتی و/ تو چشمه حیاتی
تو دلربایی   سعی و صفایی

آقا یه کاری کن بشم کرببلایی
                  یا ثارالله 4

 

تویی که دادی بال و پر به فطرس بی بال و پر
به جون هرکی دوس داری منم یه کربلا ببر
آقا منم کبوترم و/ می خوام بدی تو تذکرم و

ورودی در حرم و/ کی میدی نشونم
می خوام بیام زیارتت و/ پائین پای حضرتت و

نشون بده کرامتت و/  ماه آسمونم
قدیم الاحسان   لؤلؤ و مرجان

کرببلا روزی من کن ای حسین جان
                یا ثارالله

 

 

 

—-(سرود- طوفان شده و …)—–

آمد به جهان ارباب وفا

کشتی نجات مصباح هدی
دلدار همه نام آور دنیا
بارون ستاره می باره
دوباره دلم بی قراره
کی مثه حسین دیوونه داره
یاحسین ياحسین ياحسین
***
طوفان شده و دل نعره زنان

سرزد به جهان خورشید زمان
آن سرسبد بازار شهیدان
شیعه دیگه کی بی قراره
پناه زیر قبه داره
دعا دیگه ردخور نداره
یاحسین ياحسین ياحسین
***
پیر عرفا آن خون خدا

پا زد به دلم سلطان سخا
آقای همه دردانه زهراء
سینه ما بی تاب و مستش
معماری دل ناز شصتش
برات شفاعت تو دستش
یاحسین ياحسین ياحسین

 

 

—(سرود – داره مياد خون خداي ما)-

داره میاد خون خدای ما –

اجابت ذکر و دعای ما
فلک نجاتو داره میندازه –

خدا به دریای دلای ما
میزنه نبضم  حتی یه لحظم چشامو رو هم نمیذارم
شب بهاره امشب قراره  زیارت کربلا دارم
رو قاب قوسین نوشته ، اونی که سید بهشته

حسینه حسینه حسینه
اونی که دلهامونو برد ، عقلو به زانو درآورد

حسینه حسینه حسینه
ارباب باوفا  سلطان کربلا
***
اومده فرمانده قلب ما

– طلیعه نور ستاره ها
اومد و زد بیرق عزتو –

بالای دروازه کربلا
ارباب عالم  بانی زمزم  حرارت قلب عاشقاست
همیشه مشقه  سخن عشقه  شفا توی خاک کربلاست
اون که ز جا برمیخیزه ، بنی امیه ستیزه

حسینه حسینه حسینه
سوره ی والفجر قرآن ، شاه تمام شهیدان

حسینه حسینه حسینه
ارباب باوفا  سلطان کربلا
***
عالمی رو برده به زیر دین –

آبرو و عزت عالمین
من چی بگم وقتی نبی میگه –

حسین منی انا من حسین
کوری دشمن  علما میگن  منجی دنیا حسینیه
اعتبار ماست  افتخار ماست  که رهبر ما حسینیه
به عرشه نزدیکترین راه ، مظهر نصر من الله

حسینه حسینه حسینه
چکیده اسم اعظم ، امام ماه محرم

حسینه حسینه حسینه
ارباب باوفا  سلطان کربلا

 

—-(شور – بي تو هواي زمونه سرده)

آمد رمز سرمستي هماره

ليله ميلاد نگاره

شب طلوع رخ ياره

رخ ياره رخ ياره

طلوع فجر شام تار آمد

به باغ فاطمه بهار آمد

حسين حسين يا ابن الزهرا

وصفش فراتر از اين ابياته

ناخداي فُلك نجاته

اوکه قتيل الابراته

ابراته  ابراته

به مُلک دل امير واربابه

حسين حسين ترانه آبه

حسين حسين يا ابن الزهرا

مهرش با گِل وجودم عجينه

وصف كربلاش روبس اينه

بهشت خدا روزمينه

روزمينه  روزمينه

بدين اميد زنده وپابستم

رسد به كربلاي او دستم

 

حسين حسين يا ابن الزهرا

 

 

————-(شعر)——-

اي دلنواز قاري قرآن خوش آمدي

در بيت وحي با لب خندان خوش آمدي

اي العطش ترانه ي قبل از ولادتت

مادر فدات با لب عطشان خوش آمدي

اي تشنه! شير مادرت از غصه خشك شد

از بس كه بود صوت تو سوزان خوش آمدي

گريه مكن كه كشته اشك خدا شدي

خون خدا ! به جمع شهيدان خوش آمدي

اشك تو از تلاطم درياست بيشتر

اي آشناي ابر بهاران خوش آمدي

ميلت لبن زدست پيمبر مكيدن است ؟

اي جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدي

اينجا مدينه است سر آغاز كربلا

شش ماهه ! آمدي ؟ چه شتابان ؟ خوش آمدي

اينگونه كه تو سر زده از ره رسيده اي

گويا حديث غربت مادر شنيده اي

درياي رحمتي كه به آيات گفته اند

چشمان تست جان روايات گفته اند

طوفان ترنُمي ز نفسهاي گرم تست

اين را يكي زخيل كرامات گفته اند

چشم طمع به دست كريم تو بسته اند

آنانكه از بضاعت مزجات گفته اند

صدها هزار حور و ملك مدحت ترا

با صد هزار فخر و مباهات گفته اند

آئينه را مقابل بابا گذاشتي

وقتي سخن زمومن و مرآت گفته اند

پيش از فَياسُيوف خُذيني به محضرت

شمشيرها سلام ملاقات گفته اند

آنانكه با نواي تو پيمان گذاشتند

لبيك تو به نغمه ي هيهات گفته اند

اي عالمي فداي تو لبيك يا حسين

گويد به تو خداي تو لبيك يا حسين

تو كوه نور را به تماشا كشيده اي

موسي و طور را به تماشا كشيده اي

بايد حديث عشق تو فهميد و جان سپرد

درك و شعور را به تماشا كشيده اي

از بس نبي به غبغب تو بوسه بوسه زد

جشن و سرور را به تماشا كشيده اي

استادگي كوه ز اوج وقارتت

مجد و غرور را به تماشا كشيده اي

با استقامتي كه تو داري به راه عشق

قلب صبور را به تماشا كشيده اي

هر كس تو را شناخت خدا را شناخته

درک و حضور را به تماشا کشیده ای

بعد از پدر وجود امامان ز نسل تست

صبح ظهور را به تماشا كشيده اي

تو با شفاي فطرس بشكسته بال وپر

غلمان و حور را به تماشا كشيده اي

با قطره هاي آب ز دست مباركت

چشمان كور را به تماشا كشيده اي

نجوايت از حبيب مسيحي دوباره ساخت

تا نفخ و صور را به تماشا كشيده اي

بي خود نبود محرم اسرار شد زهير

رمز عبور را به تماشا كشيده اي

با روضه ات قيامت كبرا بپا مكن

شور و نشور را به تماشا كشيده اي

اي هم اراده ي تو خدا يابن بوتراب

توحيد نيست از تو جدا يابن بوتراب

اي آبشار چشم غزل يا اباالعطش

وي اعتبار صبح ازل يا اباالعطش

نو شانده اي به لشكر خود روز تشنگي

شيرين تر از شراب عسل يا اباالعطش

حبَ تو هم پياله ي حبَ خدا حسين

اي تشنه ات تمام ملل يا اباالعطش

شش ماهه ي تو ساقي آب حيات شد

وقتي چشيد طعم بغل يا اباالعطش

طفل رضيع سخت تر از ذوالفقار شد

وقتي رسيد روز عمل يا ابا العطش

سقَاي تو به تيغ امان نامه كشته شد

اين شرم داشت هُرم اجل يا ابالعطش

آخر به روي ماه امان نامه مي زنند؟

ماه حرم کجا و دغل یا ابالعطش

اي اكبرت پيمبر اعظم به كربلا

احمد نداشت اين همه يل يا اباالعطش

گر زينب تو آينه ي فاطمي نبود

بودي تو بي شبيه و بدل يا اباالعطش

بي پنج تن مباهله ات با صفا نبود

آورده اي مثل به مثل يا اباالعطش

اين كوفيان همان سپه نهرواني اند

دارند بغض روز جمل يا اباالعطش

ای دجله و فرات عطشناک حنجرت

آب حيات مانده ز امساك حنجرت

زيبا ترين ترانه دم نينواي تو

قالوا بلي همان شرف كربلاي تو

نجواي استغاثه ات آهنگ نوحه داشت

وقتي رسيد سينه زن خيمه هاي تو

تو يك تنه تمام طنين ولايتي

قرآن نشسته با همه عترت به پاي تو

بي عشق تو بهشت خدا فلسفه نداشت

احيا گر ولاي علي شد ولاي تو

دين خدا بدون تو بي سرنوشت بود

اي تا بهشت دين خدا مبتلاي تو

دين خدا كه تكيه گهش نيزه ي تو بود

احيا شد از غريب ترين روضه هاي تو

از ساربان ناقه ي بي ساربان مپرس

شد تازيانه قاتل نام و صداي تو

بي خود نبود بر همه اعضات بوسه رفت

تكثير شد به كرب و بلا  دست و پاي تو

تيغ ستم گلوي تو را شرحه مي كند

جاري است در گلوي تو خون خداي تو

در خون خويش غسل شهادت كني حسين

اي بي كفن  فداي تو و بورياي تو

روز ولادتت به تن تو حرير بود

روز شهادتت كفن تو حصير بود

 

سروده محمود ژوليده

 

—————–0بحرطویل)—–

شب تاریک که ریزد به زمین نورمه ازدامن صحرا به فلک نوردگرسرزند ازطلعت زهرا که ازآن نور، سماوات شود محشرکبری همه گویند که این نورحسین است عیان ازرخ ام الحسنین است که برختم رسل نور دوعین است ، حسین است حسین است ، شب عشق وشب شور وشب پیدایش نوروهمه جا وادی طوراست ورسد نوربه اوج فلک ازحجره ی زهرا شده لبریز زانوارخدا دامن صحرا بگوازشورحسینی شده سرتا سرخلقت همه جا محشرکبری به زمین فخر کنان ازسوی حق کرده نزول آسیه وهاجر ولعیا زده گلبوسه رخ فاطمه را مریم عذرا شده این چارزن ازعز وشرف قابله ی عصمت کبری که نهد پای به عالم شرف دوده ی آدم ولی الله معظم گهر بهر کرامت ،قمر برج امامت،دُرِیاسین گل طاها ثمرام ابیها ، شجرطوردل اهل تولا ، کند ازدامن ناموس خداوند تجلا ملک وحوروپری آدمیان ای همه ی عالمیان خوش بشتابید وبیایید وببینید چه نوزاد عزیزی به جهان پای نهاده است حسین است ، حسین است ، حسین است ببیند همه دربغل فاطمه ماه رخ مصباح هدی را

 

صلوات ازطرف خالق سرمد به جمال گل نورسته ی احمد که شکفته است به رویش گل لبخند محمد بگرفته است ببر سید ابرارچو جانش زده گلبوسه به زیرگلو و لعل لب و چشم ودهانش رخ تابنده نموده ، لب جان بخش گشوده ، به نگاهی دل پیغمبراسلام ربوده چه جمالی چه کمالی چه جلالی به نبی و به علی ابن ابیطالب وزهرا وحسن باد مبارک همه گویند که این عید ولادت به خدا وهمه ی خلق خدا باد مبارک چه بگویم به ثنایش همه مرهون عطایش همه عالم به فدایش دوجهان روی نمایش همه دیدند به ماه رخش آیینه ی معبود نمارا

 

فوج فوج ملک از اوج فلک روی نمودند به گلزار مدینه به درِ خانه ی سلطان نجف دسته گل سرخ به کف دورمحمد  زده صف یکسره باشوروشعف نغمه ی تبریک به لب خنده زنان برگل رخسارنبی فخر عرب با شعف ووجد وطرب پیشترازخیل ملک آمده جبریل امین ازطرف خالق دادارکه یا احمد مختارمنم حامل تبریک خدای احد قادرغفار برای تووزهرای تو وحیدر کرارکه داده است خداوند تبارک وتعالی به تو آیینه ی خورا ثمرت باد مبارک ، قمرت باد مبارک ، گهرت بادمبارک ، شب میلاد گرامی پسرت باد مبارک ، بپذیر از طرف ذات خدا تهنیت ای خواجه ی لولاک که این دسته گل پاک برد خاطره ی کرب وبلا را

 

 

 

این حسین است حسین است همان مظهر ذات احد داورغفارکه تا پای نهاده است دراین داربه امید شفاعت به درش آمده ازره ملکی زار که بال وپراو سوخته وگشته گرفتار به گهواره ی او دست توسل زده با حالت افکار حسین از دل گهواره به او چشم گشوده دل از اوسخت ربوده به رخش خنده نموده که ببخشد پروبالش ، زهی از قدروجلالش ،پرنو کرده زهم باز ودرامواج فضا گشته به پرواز، نموده سخن آغاز ، ثناخوان وسرافراز ، الا  خیل ملک من شدم آزاد،حسین ابن علی ازکرمش بال وپرم دادهمانا به جلالش به مقامش قسم آن کس که فرستد زره دور سلامش برسانم به امامش ، به خدای پسرفاطمه دل داده وممنون حسینم بزنم بال وکنم فخر کنان سیر فضا را

 

پسر فاطمه ای دسته گل سرخ محمد همه ی هستی احمد ، ولی خالق سرمد، به تو پیوسته سلامم به توهرلحظه درودم که تویی داروندارم که تویی بود ونبودم رخ تو آینه ی غیب وشهودم ، توقیامم ، تورکوعم ، توسجودم، به فدای توسراپای وجودم ، توهمه هستی مایی ، توامام شهدایی وتومصباح هدایی تورکوعی ، توصلاتی ، وتوکشتیّ نجاتی ، توتمام حسناتی ، تو دعا توصلواتی ، تو یم جود وسخایی ، تو دوایی ، توشفایی، توهمان خون خدایی، به خداوند دوعالم که تو هم قبله وهم قبله نمایی، توشه کرب وبلایی ، چه بگویم تو حسینی توحسینی که نبی گفت منم ازتو و تو ازمنی ای بوسه گه ختم رسالت همه اعضات سروصورت وچشم ولب واندام سراپای تواز بوسه ی ختم رسل انداخته گل اوکه به هر عضو تودیده زازل زخم بسی نیزه وشمشیرجفارا

 

منم وکعبه ی کویت ، منم وقبله ی رویت ، منم وجام وسبویت ، چه بخواهی چه نخواهی نروم ازسرکویت ، همه شب ریخته از دیده ی من خون گلویت ، بپسندی نپسندی به کسی کار ندارم ، توگواهی که به غیر ازتودگر یارندارم ، که تورا دارم وبیم ازشررنارندارم ، چه کنم عاشق ومجنون توهستم ، به خدا دل به توبستم سرراه تونشستم ، توبه من چهره گشودی که خدارا بپرستم به خدا پیشترازآمدنم سلسله ی عشق تو میبود به دستم نه توآنی که مرا لحظه ای ازخویش برانی ، نه من آنم که شوم دور زدرگاه تو آنی ، زهمان لحظه که من چشم گشودم به توسوگند ندانسته گرفتارتوبودم چه ولادت چه به طفلی چه جوانی چه به پیری چه دم مرگ تورا داشتم ودارم وغیرازتوندارم ، نکند روز قیامت زنظر دورکنی میثم افتاده زپارا .

 

 

 

————-(سرود عاطفه )—–

دوباره جون ودلم   ترانه میخونه

شبنم شوق چشام  شبیه بارونه

تواومدی رولبم   غزل فراوونه

ذکرقطرات آبی        قرار دل بی تابی

گنجینه ی عشق نابی    تویی که اربابی

ارباب ،اومدی عشق آفریدی

ارباب  طلوع صبح سپیدی

ارباب به دل عاشقا تابیدی

ارباب سیدی مولا مولا 3

…………………………

هستی شو میده خدا  به پاس عشق تو

کعبه پوشیده به تن  لباس عشق تو

مجنون نشسته پای  کلاس عشق تو

سرود همه لبهایی     نمک دل زهرایی

زیبایی هر زیبایی            توسید مایی

عالم گرد وخاک زیر پاته

هستی وابسته ی یک نگاته

قبله بخدا کرببلاته

ارباب…………………………..

 

شکر خدا که شدیم  اسیر تومولا

خیالمون راحته  از محشر فردا

چون مُهر عشقت آقا  خورده به قلب ما

توبالاتراز افکاری   تودل خدا جاداری

خون حق تورگهات جاری   توشاه وسرداری

ماکه همگی دل به توباختیم

سر رو سرراهت انداختیم

توی دلامون شیش گوشه ساختیم

ارباب …………………………

 

 

————(شوروقیامتی شده )—–

امشب به مستی مبتلام

خمارم وسبو میخوام

مستی مو باز نشون میدم

پامیذارم روتوبه هام

تومیخونه 2 آب از سرم گذشته

باز این دلم تا کربلا پریده برنگشته

دمیده ماه من               رسیده شاه من

من از خود بی خودم  جنون شد راه من

حسین ارباب من 4

…………………….

اسم حسین به دل نشست

حصار قلبم وشکست

خدا حسین وآفرید

تا ما بشیم خدا پرست

دل همه 2 گرفتار حسینه

خدا خودش 2 خریدار حسینه

شدم ازتن جدا                پریدم تا خدا

ولی حق رفته بود        به سوی کربلا

حسین ………………………………

 

شده نصیب من جنون

روح از تنم شده برون

دلم میگه نماز تو

به سمت کربلا بخون

دیگه دلم 2 ازدنیا بی خیاله

پیش حسین 2 عاقل بودن محاله

مه من سرزده             به دل آذر زده

با تیغ ابروان             به دل خنجرزده

حسین ………………………….

 

 

————-(ارجوزه – اگه مجنونه)

اگه مجنونه/شده ديوونه/ داره ميخونه

كه حسين  و عشقه

صدابارونه/كه دونه دونه/ داره ميخونه

كه حسين وعشقه

اگه عشق يه جوربلائه عاشقي توخون مائه

اگه كفره اگه دينه  كعبمون كرببلائه

آقام 3 آقام عشقه 3

بت محبوبم/آقاي خوبم/به تو منسوبم

اينه افتخارم

سرفرازم من/غرق نازم من/بي نيازم من

تا كه تورو دارم

هيچي مثل دم نميشه     هيچ جايي حرم نميشه

يه نگاه كني به عاشق ازتوچيزي كم نميشه

آقام ……………………………..

شور شيرينم/يارديرينم/هرجا ميبينم

علم تو برپاست

همه ي مستا/ باده پرستا / ميدونن آقا

ميكدت كربلاست

دل من به شورشينه       رولبم حسين حسينه

آرزوم يه شب نشستن     توي بين الحرمينه

آقام …………………………………….

 

 

————–(شعر- شور)—–

خوش آمدي يامولا

ازتبار عشق وازنسل اميد

صبحدم شاخه گلي زيبا رسيد

نوگل سرخي ،شقايق ، لاله اي

روي گلبرگش نشسته ‍ژاله اي

تاكه چشمان سياهش كرد باز

كعبه آمد ركعتي خوانَد نماز

اشهد گل نغمه قالو بلي

ميبرد دل را بسوي كربلا

…………….

بهرتبريك ازخداوند جليل

آمده جمع ملك با جبرئيل

آمد آن كه خلق شد ازاوبهشت

آن كه حق دل را زمهر اوسرشت

شاه بيت شعرهستي آمده

قبله ي زيبا پرستي آمده

جلوه كرده درتمام عالمين

چهره ي وجه خدا يعني حسين

…………………

هردلي دركوچه باغ آرزو

گشته فطرس تاشفا گيرد ازاو

اوكه خاكش جملگي عين شفاست

بارگاه عشق او كرببلاست

اوكه مصباح الهداي هستي است

كشتي حق ناخداي هستي است

هركه دركشتي شود يابد نجات

عاقبت مينوشد از آب حيات

…………………….

اشك چشم مؤمنين باشد حسين

معني ايمان ودين باشد حسين

ذكر نامش عشق را تفسير كرد

گوشه چشمش قلب را تسخير كرد

حيدريون مست رخسارش شدند

فاطميون محو ديدارش شدند

تاكه چشمش را دراين عالم گشود

جشن ميلادش بهار اشك بود

 

 

————-(فقط آقام حسینه)—-

{آقام آقام حسینه}3

فقط آقام حسینه

ظهورباران عشقه        تولد جان عشقه

مرام دربان عشقه   حسین سلطان عشقه

قصیده ی گیسوی تو   دوبیتی ابروی تو

غزل غزل ازروی تو تمام دیوان عشقه

……………………

خون خدا-خون شما- درهررگم جاری شده

ای نورعین – بسم الحسین-     آغاز هرکاری شده

……………………

هزاردل نوکر توست  هزارگل پرپرتوست

سیاهه ی دفترتوست    کسی که برخوان عشقه

کجاست هم پایه ی تو  بهشت درسایه ی تو

تلاوت آیه ی تو        ثواب قرآن عشقه

……………………..

ای بانی ام میخوانی ام کی ازخودت میرانی ام

معماردل  من رابساز     درمعرض ویرانی ام

……………………

 

 

 

 

به دست مستت پیاله    حریص جام وصاله

نوشته درهر رساله مِی تو درمان عشقه

تولدت چون محرم   دراسم تواسم اعظم

به سفره ات هرچه حاتم    که نان تونان عشقه

…………………….

ای ناخدا تاکربلا کشتی دل را میکشی

باورکنم  ازعشق خود  روزی مرا هم میکشی

…………………….

کنار پرچم نشستن  دخیل برگریه بستن

میان روضه شکستن تمام دوران عشقه

 

 

—————-(میخونه ها)—–

امشب به عشق اربابم اینجا رسیدم

قربونی پیش مقدمش سر بِبُریدم

تموم عالم جلوش زدن زانو

بامژه راهش رومیکنن جارو

قبله ی قلباشد اون خم ابرو

{حسین زهرا اربابم }3

خورشید آسمون عشق امشب دمیده

فرشته ها مژده میدن ارباب رسیده

حضرت حق سفرت روبپاکرده

سلسله ی عشق توبنا کرده

مارو برا نوکریت سوا کرده

حسین ……………………………….

من یه سوال دارم آقا هرچی بادا باد

کعبه ی شیش گوشه ی تو خادم نمیخواد؟

شیش گوشه ات که دلا رو میگیره

رو دیوار دل مثل یه تصویره

عاشق توراهش یه روزی میمیره

حسین زهرا …………………….

 

 

————-(درمیخونه )——

ازدل کوثر می ناب اومد

برای خورشید مهتاب اومد

رعیت های باغ گل یاس

بیایید امشب ارباب اومد

سید کونین

ضیاء هردوعین

خدا میدونه آقام حسینه

شب ولادت

دلم با نیت

مسافر بین الحرمینه

آقام حسینه 4

دوباره دل شد دیوونه امشب

دست خودش نیست میخونه امشب

انقده خورده مست شرابه

حاء وسین ویاء ونونه امشب

میخونه بازه

شبم درازه

بنوشید امشب بی اندازه

 

هرکی که خورده

امشب وبرده

هرکی نخورده خودش میبازه

آقام ……………………………

فطرس دلم خیلی حقیره

داره توی تنهایی میمیره

کاش برم امشب کناره مهدش

تادل من هم حاجت بگیره

بسه جدایی

دل هوایی

شده دوباره کربُبلایی

بی سروسامون

مثل یه مجنون

پرزده تا گنبد طلایی

آقام …………………………….

 

 

————-(سرسفره عباس)—–

نمیدونی دل توی دل ندارم

، شب میلاد ارباب

عمریه که آبادیه دلم شد

خونه آباد ارباب

دم وبازدم من با   سیدالشهدائه

شادی وغم من با سید الشهدائه

اربابم ثارالله   یامولا ثارالله

مگه میشه آقا نوکرنتونه

اربابش روببینه

توی بیداری نه حتی نتونه

که خوابش روببینه

تویی دریا من هم   شبیه یه سرابم

چی میشه که بیایی یه شبی توی خوابم

اربابم ……………………..

فطرس دل من دخیل می بنده

به پرمهدت آقا

چی میشه به کام من بچشونی

کمی ازشهدت آقا
خاک کربلای تو تودلم خونه کرده

عطر کربلای تومارو دیوونه کرده

اربابم …………………………….

 

 

—————-(شعر)—–

دوباره شب شدو طبع خیال من گل کرد

قلم به روی ضریح ورق توسل کرد

دوباره دفتر تاریخ دست و پاگم کرد

مرام مستی من سر به شیشه خم کرد

دوباره شد شب میلاد ودل هوایی شد

اگر غلط نکنم باز کربلایی شد

دوباره بسته شده را از سما به سمک

روان به سوی مدینه هزار دسته ملک

ببین که فاطمه یک انقلاب آورده

عصاره گل خلقت گلاب آورده

گرفته عرش خدا عطرو بوی سیبش را

بغل گرفته حبیب خدا حبیبش را

بهشت جا شده در گاهواره ای کوچک

ظهورکرده خدا در نمای یک کودک

فرشته گیسوی خود فرش راه اوکرده

ستاره دررخ او ماه جستجو کرده

زمین به یمن وجودش نماز میخواند

به گوش خاک خود این کشف راز میخواند

بگو به گمشدکان کشتی نجات آمد

نظام هردوجهان علت ثبات آمد

بگو به مردم خاکی که نور آمده است

ضیاء دیده ی دلهای کور آمده است

بگو که صبح صداقت دمید برگردید

بگو که نور هدایت رسید برگردید

بگومفسر آیات نون وکاف آمد

برای مرده دلان عین وشین وقاف آمد

بگو که خون خداوند عالمین آمد

خلاصه کن سخنت را بگوحسین آمد

حسین زمزمه ی عاشقان دریا دل

حسین بردل دریا زده بود ساحل

حسین مشق شب هرکه اهل زیبایی است

حسین نام قشنگی برای شیدایی است

حسین ساده ترین راه قاب قوسین است

حسین خلقت این عرش وفرش را زین است

حسین بوده که اهل کسا شده تکمیل

بدون او همه ی عشق میشود تعطیل

حسین یک تنه جام غم وبلا نوشید

نبوده قد کسی آن لباس اوپوشید

حسین معنی یک انقلاب ایمانی است

حسین مبتکر ایده های طوفانی است

حسین بانی یک ذبح شیرخواره بود

حسین روضه ی یک جسم پاره پاره بود

حسین عاشق درخون نشسته ای دارد

حسین قاسم سینه شکسته ای دارد

حسین سرو بلند خمیده میباشد

عزا گرفته دستی  بریده میباشد

حسین نیزه نشین بود و کارعیسی کرد

به کوفه خواهر خودرا دوباره احیا کرد

 

 

 

————-(شور- توخرابه)—–

بي تو تاريكم وتنها ، با تو من مستم وشيدا

وقتي كه اسمتو ميگم دل من ميلرزه آقا

من شب تارو تو مهتاب من عطش تو چشمه ي آب

گوشه ي قلب شكستهَ م به خدا تويي تو ارباب

كربلاي تو بهشتم  مهر تو عين سرشتم

به خدا حسينه عشقم اينو رودلم نوشتم

همه دين وعقل هوشم به نگاهت ميفروشم

اگه قابلم بدوني بنده ي حلقه به گوشم

عشقتو تو سينه دارم تويي آرام وقرارم

دوست دارم لحظه ي آخر سرروي زانوت بذارم

من ميخوان نذر چشات شم ياكه خاك كربلات شم

آرزوم اينه يه روزي گل فاطمه فدات شم

آبروي اهل عالم تويي فخر نسل آدم

يا حسين قسم به اسمت من وست دارم يه عالم

 

————–(ستاره بريزيد)—–

شده مي كوثر ، جاري از سبوي ياس

روي دست مادر ميخندد به روي ياس

توبهشتي/گِلم سرشتي

/به دل نوشتي/حسين حسين 2

منم آن فطرست به عين

كه شفا گيرم از حسين

اي بهارم/داروندارم/

هميشه يارم /حسين حسين

شده مي ………………………………..

شده گل حيدر كعبه ي دل همه

زقدوم پاكش روشن چشم فاطمه

همه هستم/دل به توبستم

/ازهمه رستم/حسين حسين

زخُم عشق كربلا

بده يك جرعه ي ولا

گل نازم/ذكرنمازم

/به تومينازم/حسين حسين

شده مي ………………………………..

 

 

زجمال داور مي افتد رداي عشق

زحريم كوثر مي آيد خداي عشق

يه خدايت/منم گدايت/

كنم صدايت/حسين حسين

تويي آن ساقي دلم

شده عشق تو حاصلم

من غلامت/اسيرجامت/

فداي نامت/حسين حسين

شده مي كوثر…………………………

 

 

 

————(ارجوزه- باروني از )—-

شكفته چلچراغ گل توآسمون سينه2

به كربلاييها بگيد همه بيايد مدينه 2

كه سرزده جمال ماه مولا

نشسته قلب ما به راه مولا

كه تا فتد به ما نگاه مولا

عشق همه                   جان همه

اميد قلب فاطمه يامولا

حسينيان بيايد همه عطر گل ياس اومد 2

شور تموم هيئتا حضرت عباس اومد 2

دل تموم شيعه مست عباس

زده علي بوسه به دست عباس

هستي ما همه زهست عباس

عشق همه                        جان همه

اميد قلب فاطمه يا عباس

 

————(ارجوزه- اميد)0—–

هواي چشم ترم بهاري قدمت 2

دوباره گشته دلم هوائي حرمت 2

جان ودلم، به شوروشين، ياسيدي يا ثارالله

مستانه ميگويد حسين  يا سيدي يا ثار الله

{خوش آمدي 2ياسيدي يا ثارالله }2

مرا چه حاجت مِيْ كه مست جام توام 2

سرم زپادشهان  كه من غلام توام 2

زيباترين زيباي من ياسيدي يا ثارالله

به كوي تو ميناي من  يا سيدي يا ثارالله

خوش امدي ………………………….

شكر خدا كه شدم خمار باده فروش 2

بردرخانه ي تو غلام حلقه به گوش2

با هرتپش گويد دلم يا سيدي يا ثارالله

ابروي تو شد قاتلم يا سيدي ياثارالله

خوش امدي …………………………

 

————–(ارجوزه – مشهدي)—–

سبو دهيدم پياپي كه پايان آمد غمهاي من

چه حاجتم بردوعالم كه ازره آمد آقاي من

پوركوثرآمده                  ابن حيدرآمده

فاطمه يا مرتضي              يا پيمبرآمده

{يا حسين مولا مدد }4

گشوده مرغ دلم پر به سوي يثرب بي واهمه

كه تاببيند جمال عزيزو دلبند فاطمه

ذكر هر لب آمده         روح مكتب آمده

ساقيا ساغر بده          عشق زينب آمده

يا حسين ………………………………

گشوده روي حبيبم سراپا مست وديوانه ام

اگر كه ساقي حسين است هميشه عبد ميخانه ام

تا به راهش راهيم         فارغ از گمراهيم

گر فلك سنگم زند        عشق ثاراللهيم

يا حسين ………………………………

 

 

————(شور-يه پهلوون )—–

نشسته ام به سايه ي اون كه پناه عالمه 2

سپرده ام دل به يكي( كه پادشاه عالمه)2

{حسين عزيز فاطمه }4

باهر محبتي دلم عاشق وشيدا نميشه 2

هيچ كي براي دل من حسين زهرا نميشه

بهشت قشنگ و دلرباست وعده گه اهل ولاست

ولي بهشت هر بهشت شش گوشه ي كرب وبلاست

حسين عز يز …………………………

يه پهلوون تو كربلاست پهلوون پهلووناست

اميد شاه عالمين پشت وپناه بچه هاست

نام آوره دلاوره شاگرد دست حيدره

جون ودل برادره  عشق واميد خواهره

حسين عزيز …………………………..

 

————–(ارجوزه)—–

بازدل شد مست وديوونه

چون موي دلبر پريشونه

بازروي گونه ام از شوق

شبنم اشكم غزل خونه

……………..

نوربخش مشرقين آمد

پادشاه عالمين آمد

(نورچشم حيدروزهرا حسين آمد)2

باز دل شد …………………………

اي آقا دل تورا جويد

هرتپش قلبم حسين گويد

آفتاب عالم حُسني

گل به عشق روي تورويد

باز دل شد ………………………..

عشق تو كرده به زنجيرم

داده ام دل پس نميگيرم

(فخرم اين بس جزبراي تو نميميرم)2

سالار عشق وشيدايي 2

تو فروغ آل طاهايي 2

درعالم اين مدال من 2

من گداي تو تو مولايي 2

بازدل شد …………………………

رنگ ورو دارم زرنگ تو

ميزنم بر سينه سنگ تو

(بردل من حك شده اسم قشنگ تو)2

بازدل شد …………………………..

تا هستم از تو ميخوانم 2

من هميشه با تو ميمانم 2

جان دارم دركف وازجان2

برسر اين عهد وپيمانم 2

باز دل شد …………………………

تا قيامت عبد درگاهم

از بهشت اي مشعل راهم

(جزدرباب الحسن از حق نميخواهم )2

 

————–(ارجوزه-اين دل ديوانه بسته)—-

اين دل ديوانه بسته دل به چشمان سياهت (2)

هستيم را زيرورو كرده خدائي يك نگاهت (2)

تو ماه شبي                        ذكر هر لبي

شاه عشقي و                       عشق زينبي

يا مولا  ابي عبدالله

نام زيباي تو شد از كودكي ورد زبانم 2

يا حسين بن علي بي عشق تو زنده نمانم 2

مهتاب مني                        محراب مني

حلقه گوشم و                      ارباب مني

يا مولا ابي ………………………………

مرغ دل درآرزوي گنبد توشد هوائي 2

بخدا كرده دلم را عشق تو كرب وبلائي 2

اي شاه وفا                      اي خون خدا

كن جسم مرا                    خاك كربلا

يا مولا …………………………………..

 

 

 

—————-(شعر)—–

باز دل درسينه ام  بي تاب شد

سوخت كم كم قطره قطره آب شد

بازاوضاع دلم درهم شده

شاديم با گريه ها توام شده

گرچه مست نام عشق زينبم

گرچه لبخنداست برروي لبم

ليك ميگويم چوازدل يا حسين

ميخورد پيوند قلبم با حسين

نام او آتش به جانم ميزند

شعله اي تااستخوانم ميزند

گوشه ي قلبم محرم ميشود

ديدگانم باغ وشبنم ميشود

نام او شيرين ولي پرغم بود

همچنان زخمي كه خودمرحم  بود

سوز نامش ميكند خاكسترم

لرزه اندازد زپايم تا سرم

نام او بردل لياقت ميدهد

شورو حال واستقامت ميدهد

زندگان ِ خوب ،شب ميلاد شد

خانه ي قلبم حسين آباد شد

در شب ميلاد او طوفانيم

همچو مجنون گرم سرگردانيم

شاديم امشب فراموشم شده

ازصداي ناله ،پر گوشم شده

ناله هايش سخت آزارم دهد

رنجها بر قلب بيمارم دهد

فاطمه ميگفت اي باباي من

مي كُشد آخر مرا ليلاي من

طفلم ازدرد ومحن گويد پدر

دررحم بامن سخن گويد پدر

گاه ميگويد غريبم مادرم

جان زينب بي حبيبم مادرم

مادرا ازتشنگي هستم كباب

تشنه هستم تشنه ي يك قطره آب

روبروي ديدگان مادرش

مصطفي گل بوسه چيد از حنجرش

 

 

——-(ارجوزه سبك جام مي به كف …)

نفروشم , دل خودجز به ساقي

(تانوشم زسبوي مشتاقي )2

تاكه پراز باده كنم ساغر

به عشق پور ساقي كوثر

اي عشق عالمين –  (ارباب من حسين )2

(ياحسين , يا اباعبدالله )3

جنتي حرمك الكربلا

قبلتي جانبك يامولا

ياذالكرم انا بك المحتاج

انت الحرم قلوبنا الحجاج

ياروح العالمين    –  سيدناالحسين

(ياحسين  ,  ياباعبدالله )

يامولا به مشام جان ما

ميرسد زشميم كربلا

زيارت تو آرزوي ما

اشك غم توآبروي ما

ترسم كه جان دهم  –  كربلا نرسم

(ياحسين ,  يااباعبدالله )

 

——–(سبك من مست تولاي …..)

من عبدوغلام توام اي زاده حيدر

اي جان پيمبر , نوردل كوثر

(گل زهرا حسين , گل زهرا )

اي داروندارم    –   اي دلبرويارم

گرديده هميشه   –    ياد تو قرارم

درسينه آتش زده ام عشق تو دارم

(گل زهرا ………………..)

بت من كعبه من شده روي تو

همه دم قبله من شده روي تو

به فداي تو همه هستي من مولا

شده ام مست تواي نور دل زهرا

(گل زهرا ………………)

من خار سرراه توام اي گل زهرا

اي زاده مولا , اي غنچه طه

(گل زهرا ……………..)

اي نوگل نازم    –      اي قبله رازم

اي نام تو ذكرم  –      دررازونيازم

اي رمز  قبولي  مناجات  و نمازم

(گل زهرا …………… )

به گدايان خوداز , كرمت ساقي

به چشان بردل ما , زمي باقي

مي وميخانه اي و جام شراب من

شده يادتو به دل جرعه باب من

(گل زهرا …………….)

 

——————–(شور)——

سيدي مولاناحسين (4)مولاناحسين (5)

دين وايمان من توئي ،جان جانان من توئي

روح وريحان من توئي، مولاناحسين (5)

سيدي مولانا000000000000000

قبله رازمن توئي، رازونيازمن توئي

روح نمازمن توئي، مولاناحسين (5)

سيدي مولاناحسين 0000000000

 

——————–(سبك افتخاري )——

بارديگردل ،ترانه دارد

زجان ودل نغمه ،عاشقانه دارد

به يثرب امشب دلم، آشيانه دارد

قبله جلوه گرشده ، شبم سحرشده

علي دوباره پدرو،فاطمه مادرشده

0000000

گل ميباردازآسمانها، ارباب من آمدبه دنيا

فروزان مه عالمين آمد

بزن كف كه مولاحسين آمد

بزن كف مه آمد،ازره شه آمد

گل ازره آمد، حسين آمد

 

———————–(ارجوزه)—–

توئي همه ي  سرنوشت من

توئي گل وباغ وبهشت من

ياحسين ،دين ودنياي مني

ياحسين ،تومسيحاي مني (2)

ياحسين ،گل زهرا

وجودمن فداي تو

بهشت من كربلاي تو

براي ديدن رخت

جوونيم رونماي تو

ياحسين ،بسته دام توام

ياحسين، عاشق نام توام (2)

ياحسين گل زهرا

تويي صنم گلعذارمن

قراردل بيقرارمن

ياحسين، روح ايمان مني

ياحسين، راحت جان مني(2)

ياحسين گل زهرا

تمام دل خوشي من

توئي حسين بن فاطمه

زعشقت ازجهنمم

نباشدم ترس وواهمه

ياحسين ،تاتوباشي مقتدا

ياحسين، چه غم ازروزجزا(2)

ياحسين گل زهرا

زمي تومست وقلندرم

توئي مي وساقي وساغرم

ماه من، ياحسين بن علي

شاه من ،ياحسين بن علي (2)

شاه من ،گل زهرا

 

——————-(سبك تلويزيون )——–

اي همه تاروپودمن ،بسته به يك نگاه تو

براي ديدن رخت ،نشسته ام به راه تو(2)

توئي همه دل خوشيم

به نازخود ميكشيم

داروندارم ياحسين (2)

كشته عشقم تومسيحاي من

حسين حسين حسين حسين ياحسين

كن اي نظراي ماه دل آراي من

حسين 0000000000000000

حسين حسين حسين حسين ياحسين

حسين 00000000000000

00000000000000000000000

تمام زندگي من ،فداي يك تبسمت

هستي خود فداكنم ،براي يك تبسمت (2)

اسيردربندتوام

تشنه لبخندتوام

عشق ونگارم ياحسين

داروندارم ياحسين

قبله من كرببلايت حسين

حسين 0000000000000

چه ميشودشوم فدايت حسين

حسين 0000000000000

000000000000000000000000

دست مرارهانكن،تابه تنم نفس بود

كه بي توپيش چشم من،باغ جنان قفس بود(2)

اي همه سرنوشت من

باغ من وبهشت من

اي گلعذارم ياحسين

داروندارم ياحسين (2)

من شب تارم توئي مهتاب من

حسين 00000000000000

عبدوغلامم توئي ارباب من

حسين 0000000000000

 

—————(ارجوزه )———–

شده ميلا دسلطان محبت

جان عشق است وجانان محبت

نماي عشق است ،براي عشق است

اين حسين بن علي خداي عشق است

ياحسين جان (4)ياحسين جان (2)

ياحسين جان مولاياحسين جان

000000000000

توبهشتي توجنت القائي

نه خدائي ولي عشق خدائي

گل به جمالت ،        خونم حلالت

مركزافلاك بود،        نقطه خالت

ياحسين جان 000000000000000

تموم زندگيم مال حسينه

دلم همواره دنبال حسينه

ماه منيرم ،            برات بميرم

قلبم ودادم به توو      پس نميگيرم

ياحسين جان 0000000000000

همه عمربرندارم سرازاين خمارمستي

كه هنوزمن نبودم كه توبردلم نشستي

شده ميلاد000000000000000

ياحسين جان 0000000000000

 

———————–(ارجوزه )—-

مژده دهيداي عاشقان دلبرطاها آمد

قبله قلب شيعيان يوسف زهراآمد

شدميلادپورولي ، مولاحسين بن علي (2)

مولاحسين بن علي مولاحسين بن علي

000000000

امشب بروي دست خودقرآن گرفته زهرا

بنگرحسينش رابه برچون جان گرفته زهرا

قلب شيعه گشته جلي ، ازنورفرزندعلي

مولاحسين 00000000000000000

عين الحيات عاشقان درعالمين آمده

باب النجات عاصيان يعني حسين آمده

زيباگل فاطمه است ، ياروپناه همه است

مولاحسين 00000000000000000

امشب به بيت فاطمه شادي وغم شداجين

گويازعاشوراخبرآورده روح الامين

جانهافداي لب تو، كه بوسيده زينب تو

مولاحسين 0000000000000000

 

——————-(دوبيتي )——–

ماه شعبان وماه پيغمبر

ذكرعشاق حق بودبهتر

برمحمدوآل گوصلوات

تابگيري برات درمحشر

0000000000

آمدبه جهان كشتي رحمت زاله

برياري اورسيدلنگرآنگاه

كشتي است حسين ولنگرش عباس است

لاحول ولاقوت الابالله

00000000000

من ذره ومحوآفتابم كردند

درزمره عاشقان حسابم كردند

بااينهمه زشتيم ندانم زچه رو

برنوكري توانتخابم كردند

0000000000

برآنچه كه شدهادي فطرس صلوات

خوانيم به دلشادي فطرس صلوات

ميلادحسين عيدآزادي اوست

برلحظه آزادي فطرس صلوات

00000000000

روزي كه حسين دست كس ميگيرد

دست دوجهان به يك نفس ميگيرد

گرقدرغلاميش ندانيم بدان

دري كه به ماسپرده پس ميگيرد

00000000000

امشب شب ميلادحسين است حسين

اندرهمه جايادحسين است حسين

خوانندهمه نادعلي ليك علي

امشب به لبش نادحسين است حسين

 

 

—————–(سبك پاكستاني )—

اي گل باغ ولا ،قبله وقبله نما

سائلت هستم فدايت اي مولا

حسين (4)اباعبدالله

تويي تمام تاروپودوبودونبودم

نورچشم همه اي ،دلبرفاطمه اي

هستي ما رونمايت ،مولا

حسين (4)00000000000

بيچاره مستمندم گداي است وكيش من

حسين من حسين من ضياءهردوعين من

درخاك كويت پرزنم بنگر دل درويش من

حسين 00000000000000000

چشمم به دستت تاكمي گندم بريزي پيش من

حسين 000000000000000000

منت بنه اي ذوالمنم بخرتوآبروي من

توي تمام تاروپود000000000000

حسين (4)000000000000000

اي همه حاصل من ،عشق تودرگل من

كن نگاهي برمن وحالم

حسين (4)0000000000000000

دين ودنياي مني ،آمده تابزني

مهر مهرت رابه اعمالم

حسين (4)000000000000000

جنت كنار اين حرم تصوير برآئينه است

حسين من 00000000000000000

غبار پاي زائرت مرحم درد سينه است

حسين من 00000000000000000

دلسوختگان را اين حرم هم مروه ومدينه است

حسين من 00000000000000000

سرتابه پاكرامتي ،تواسوه سخاوتي

تويي تمام تاروپود000000000000

حسين (4)0000000000000000

 

——–(آمده ازره روح هم …)—–

دل ربودي از ،عترت طاها

ديده پراشك است مادرت زهرا

اي همه داروندار فاطمه 2

شد ولادتت بهار فاطمه 2

گشتي دلبر ، برپيغمبر

يابن الزهرا يابن الحيدر

ياحسين بن علي يابن الزهرا3

………..

همچو باب عشق شد لبانت باز

ديده بگشودي باجهاني ناز

يك نگاه تودل از عالم برده 2

دل ززهرا وعلي با هم برده2

ياروح الختم المرسلين

يارحمة للعالمين

ياحقيقة الحياة ياحسين

ياسفينةالنجاة ياحسين

ياحسين بن …………………..

اي زيارتت اوج سرمستي

بله گاهي تو برهمه هستي

درره عشق توره توشه خواهم 2

من زتو كعبه ي شش گوشه خواهم2

فطرس جان ميل توكرد

بهر شفا ي رنج ودرد

سوي توبه سر بيايم اي مولا

تا زگهواره ي توگيرم شفا

ياحسين بن …………………..

 

—————(دوبيتي )—–

سه گل بشكفته با عطر گل ياس

خوشا ريزم به شادي درّوالماس

زبستان علي آمد سه دلبر

حسين وهمرهمش سجاد وعباس

—————(شعر)—–

ساقي ام دركف گرفته جام والاي حسين

ريزد او درساغرقلبم زصهباي حسين

از شراب عشق او مست ولايش شد دلم

شهره ي شهر جنونم مست ورسواي حسين

امشب ار ساقي مرا يك جرعه ي ديگر دهد

سردهم بانگ انالحق رابه سيناي حسين

ميزنم از فرط مستي سربه صحراي جنون

تاشوم مجنون ومست روي ليلاي حسين

تو خداي قلب من هستي به دين مستي ام

عبد تو هستم مرام من تولاي حسين

دردلم صدها بهشت آرزو آيد پديد

گرنشيند بردلم خاك كف پاي حسين

فاطمه مي آيد و يك دسته گل برروي دست

هردوگيتي مست عطر عالم آراي حسين

روي دستان نبي قنداقه اش چون شد عيان

ماه وخورشيد وستاره درتماشاي حسين

پشت ابري گشته مخفي از خجالت آفتاب

اختران در پشت ماه از شرم سيماي حسين

بوسه برلبهاي نازش لعل پيغمبر زند

صف كشيده جمع گلها درتمناي حسين

شبنمي افتاده از چشم گل ياس نبي

از چه ميبوسد پدر صدباره لبهاي حسين

دخترِمن ، بوسه گاهم جاي تيرونيزه هاست

چون بگويم من زعاشورغم افزاي حسين

 

 

—————–(شعر)—–

عرش رحماني چراغاني شده

پهنه ي گيتي گل افشاني شده

آسمان پرگشته از بانگ وخروش

صوراسرافيل وآواي سروش

كاروان عشق را آمد امير

تاكند دلعاي عالم رااسير

حوريان دلداده ي دلدار ما

عالمي مست طواف يار ما

يارما برروي دستان نبي

رخ نموده گل به بستان نبي

گشته پرنوراز جمال او فلك

گشته پرّان درسما جمع ملك

فطرس بي بال وپردارد نوا

تابگيرد از نگار ماشفا

زائر قنداقه ي رحمت شده

بسته برموي گل خلقت شده

چشم خود برديده ي مِشكين او

بهر درمان سائل مسكين او

غمزه اي خواهد زعشق عالمين

تاشفا گيرد بگويد : ياحسين

ياحسين اي بر دل وجانها طبيب

برغم تنهايي دلها حبيب

ياحسين اي نام تو دارالشفا

بي تو باشد هردوعالم بي صفا

ياحسينا من تورا هستم غلام

ميرسانم تا حريمت هر سلام

هرسلام از هركجا آيد تورا

ميرسانم تا ديار كربلا

كربلا آن قبله ي محبوب من

كربلا آن كعبه ي مطلوب من

كربلا بايوسف مه روي خود

مي كشاند هردلي را سوي خود

كربلا ميخانه ي جام بلاست

قبله ي دلها به سوي كربلاست

كربلا زخمي گران دارد به تن

يوسفش جان داد ومانده پيرهن

پيرهن با بوي يوسف ره سپار

زينبش يعقوب اين هجران يار

درميان محملي از داغ دوست

ناله ي سوزان چوني اندر گلوست

اوكه ميخواند خطابه چون علي

ميشود بر نيزه ماهش منجلي

دل دگر طاقت ندارد آن زمان

تا ببيند رءاس يارش برسنان

برمشام آمد چو بوي دلبرش

همنشين باچوب محمل شد سرش

بس كه اين خواهر زغم خونين دل است

خون دلهايش روان از محمل است

محمل خونين به شام غم رود

همسفر باچشم نامحرم رود

يوسف اينجا آمده يعقوب كو

تشت زر برپاشده آن چوب كو

از چه پنداري گلي آرام گفت

از دل سوزان سه بار الشام گفت

ناله ي الشام او گر بر لب است

از غم و اندوه وسوز زينب است

 

————(لبيك لاشريك له )—–

{حسين حسين حسين حسين 2}2

عزيز فاطمه حسين نوردل همه حسين

هركه شد عاشق ازازل نموده زمزمه حسين

زيارت حريم تو هميشه آرزوي من

خشكي لبهاي بدون آبت آبروي من

مرغ دل خسته من كوي تورا كرده هوس

بهشتْ مال ديگران مرابود عشق تو بس

بس است كربلاي تو از دوجهان براي من

خاك تو برتراز بهشت وصد جنان براي من

بوسه به تربتت دهد جان دوباره اي مرا

سيد وارباب مني نما نظاره اي مرا

به گوشه اي زچشم خود مرا ببر به كربلا

تاكه شوم فدايي تواي عزيز مرتضي

تويي براي فاطمه عزيزودلبر،اي حسين

چه ميشود ببينمت دردم آخر اي حسين

 

————–(استخاره )—–

ميْ پرستان ساقي ازره آمد ه باجام كوثر

آيه هاي عاشقي را خوانده روي دست مادر

اي شراب ناب مستي

اي اميرجان وهستي

روي ماهت قبله ي دل

ناخداي جان توهستي2

{اي گل زهرا حسين 4}2

اي لبان بي مثالت بوسه گاه آل طاها

اي دميده چون ستاره در پگاه آل طاها

مه جبين اي دلبر دل

نازنين اي محور دل

اي نگار آسماني

اي خداي كشوردل 2

اي گل ………………………………

اي تمام آرزوي ميْ پرستان اي حسين جان

كربلايت قبله گاه جان مستان اي حسين جان

من غلام وتواميرم

ذكرتو بردل بگيرم

بس كه گفتم اي حسين جان

تازعشقت من بميرم 2

اي گل زهرا ……………………..

 

————–(ياعلي جان مقتداي …)

ياحسين اي ساقي جام بلا

هردلي را مي كشاني كربلا

اي حريمت قبله گاه جان ما

نام زيبايت ميْ اهل ولا

{گل زهرا 3 حسين حسين}2

كربلايت عاشقان را كرده مست

عاشق روي تو گشته هرچه هست

زائرت شد هردل زيبا پرست

ساقي ات كرده فدايت هردودست

گل زهرا…………………………

اي حديث جمع مستان نام تو

كربلاي عشق و مستي جام تو

هردل زيبا پرستي رام تو

عالم هستي به زير گام تو

گل زهرا ……………………..

 

————(كرده مرااسيرخود)—–

پرشده اين جام دلم ، ازمي باصفاي عشق

كرببلايي شدم و (عبد تواي خداي عشق )2

حسين حسين ذكر لبم، نماز هرروزوشبم

(ماه شب تارمني 2)

ميان دلبرانْ همه دلبري

حبيبنا حبيبنا حسين جان

دل از ميان سينه ها ميبري

حبيبنا حبيبنا حسين جان

{حبيبنا حبيبنا حسين جان 2} 2

اي كه به سوي حرمت شد همه دم نگاه من

ضريح شش گوشه ي تو (كعبه وقبله گاه من)2

من كه خريدار توام   ،   طالب ديدارتوام

(يوسف بازار مني )2

نام تو اسم رمز عاشقانه حبيبنا………

كرده دلم براي تو بهانه  //  // ………

حبيبنا ……………………………….

اي همه ي هستي من سيدوارباب مني

اي مِي من مستي من (جام مي ناب مني )2

من كه گداي زينبم ،  عشق تو گشته مذهبم

(سيد وسالارمني )2

تمام آرزوي من وصالت حبيبنا ……..

حيدري ام قبله ي من جمالت حبيبنا….

حبيبنا ……………………………..

اي كه ضريح باصفات پنجره ي بهشتمه

عشق توازروز ازل (آب وگل وسرشتمه)2

حسين تويي نوردلم، عشق من وآب وگلم

(يار دل زارمني )2

يه عمريه به راه تونشستم حبيبنا ……

تاكه بگيري زوفا تو دستم حبيبنا …..

حبيبنا ……………………………….

 

————–(اي شكوه آفرينش )—-

(اي تجلي علي و ، جلوه گاه نورزهرا

دلبر اهل دوعالم ، اي تمام عشق دلها )2

ناخداي كشتي دلها تويي

رهنمونْ روسوي ساحلها تويي

مبتلايت هستم اي نوردوعين

ضربان قلب من گويد حسين

اي تجلي …………………………….

ساقي ام دركف گرفته ، جام والاي حسين

شهره ي شهر جنونم، مست صهباي حسين

ميزنم از فرط مستي سربه صحراي جنون

تاشوم مجنون ومستِ روي زيباي حسين

اي تجلي …………………………….

آفرينش جمله خاك پاي تو

اهل عالم عاشق وشيداي تو

دورگهواره ي تو آيد ملك

گِرد قنداقه ي تو گردد فلك

اي تجلي علي ……………………….

فاطمه مي آيد ويك دسته گل برروي دست

هردوگيتي مست عطرِ عالم آراي حسين

بوسه برلبهاي نازش لعل پيغمبر زند

صف كشيده جمع گلها درتمناي حسين

اي تجلي ……………………………..

 

————(مست جام توام)—–

(اي تمثال علي ، زهرا رانورعين )2

روح وجان نبي ، عشق دلها حسين

به حريم عشق تو سائلم

به گدايي آمدم با دلم

منِ دست خالي و تو كريم

كن عطا اگر چه ناقابلم

اي تمثال علي ……………………

اي معناي وجود ، اي هستي همه2

اي جان حيدرو جانان فاطمه

خوانمت لحظه به لحظه مگر

تابه جانم كني يك نظر

چه شود اگر شوم زائرت

به حريم خود مراهم ببر

اي تمثال……………………..

نقشه ي قلب من نقش تمثال توست

يعني كه هستي و دلِ من مال توست

همه جا دل مرا مي كشي

اين شده براي من دلخوشي

گل من بدان كه آخر مرا

زفراق و هجر خود مي كشي

اي تمثال ………………………..

 

————(گهي بالا نشين )—–

الا اي آسمانْ گردان مهرت 2

فروغ كهكشان شمع سپهرت

الا اي كشتي ونورهدايت

تمام عالم هستي فدايت

توآن زيباترين عشق خدايي

تويي كه خامس  آل عبايي

به تو دل ببستم، زتو مست مستم

به رهت نشستم، به تو حق پرستم

تويي روح وجانم، بي تو كيْ بمانم

ذكر تو بخوانم، عشق جاودانم

بي تو بي قرارم، باتو چون بهارم

اي هميشه يارم، برتو جان سپارم

(اي بودونبودم گل زهرا

تويي همه ي وجودم گل زهرا )2

…………

تويي كه قبله گاه كعبه هستي

بگو اي كعبه ي دلها كه هستي

به سوي كربلايت پرزده دل

به شش گوشهْ ضريحت كرده منزل

هرآنچه گويمت بهترازآني

مبادا كه گدايت رابراني

همه ي وجودم نغمه وسرودم

عشق وتاروپودم قبله ي سجودم

اي همه پناهم گرچه روسياهم

جزتورانخواهم كن مرا نگاهم

ذكر هردم من شادي وغم من

يارمحرم من اسم اعظم من

اي بودو……………………….

 

————-(ميرسدازره نگارمن)—-

آتش عشق نهان من  شعله كشيده به جان من

چون شده ميلاد بهترين ارباب

اي مذهبم حسين               ذكر لبم حسين

اي ساقي شراب ناب

{عزيززهرا3}2حسين

فطرس جانم كه پر گرفت

هستي ام از تو ثمر گرفت

جان به فداي تو دلنشين ارباب

گهواره ات مرا              شد قبله ي صفا

اي كعبه ي دل بي تاب

عزيززهرا………………………………

كرببلايت بهشت من

عشق تواندر سرشت من

هستي عالم به پاي اين ارباب

اي ناخداي عشق     دردل خداي عشق

ساقي تشنه كام آب

عزيززهرا ……………………………

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *